نمادهای ورزشی در دانشگاه های آمریکا

یکی از چیزهایی که من با ورودم به اینجا خیلی زود متوجهش شدم و البته چند بار هم اینجا بهش اشاره کردم، احساس تعلق خاطریه که فضای دانشگاه به دانشجوهای خودش میده و خب البته بخش مهمی از این تعلق خاطر، فارغ از رقابت علمی شدید در دانشگاههای آمریکا، مربوط میشه به تیم ها و رقابت های ورزشی بین این دانشگاهها که خصوصاً این قضیه در سه ورزش اصلی این کشور یعنی فوتبال آمریکایی، بسکتبال و بیسبال به اوج خودش میرسه. به همین سبب تک تک دانشجوهای دانشگاههای مختلف آمریکا با همه وجودشون طرفدار تیم دانشگاهشونن و غیر ممکنه که حداقل توی این سه تا ورزش، ورزشگاه های دانشگاهها که غالباً خیلی خیلی هم بزرگن و میتونید تصویر سالن بسکتبال دانشگاه پردو رو اینجا ببینید، خالی بمونن.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

در همین راستا، هر دانشگاه یک نماد ورزشی یا Mascot داره که به نوعی یک شخص، حیوان یا شیئی هست که به صورت نمادین برای نشون دادن یک گروه یا یک رویداد با هویت مشترک (در این مثال: دانشگاه) به کار میره. فارغ از نماد ورزشی، هر کدوم از تیم های ورزشی دانشگاههای مختلف، یه اسم ویژه ی خودشون هم دارن که به اون اسم صدا زده میشن که “اینجا” میتونید لیست اون اسامی رو ببنید و در مورد دانشگاه پردو، به این تیم (و در مفهوم مجاز به تمامی دانشجوهای پردو) لقب Boilermakers یا آهنگرها داده شده که من یه خورده جلوتر، داستان جالب این نامگذاری رو هم میگم. در این عکس میتونید تصویری از بعضی از این نماد ها رو برای دانشگاههای مختلف (از جمله پردوی عزیز!) ببینید:

در رابطه با بحث نماد ورزشی، دانشگاه پردو یه خورده عجیب تر از جاهای دیگه ست چراکه این دانشگاه یه نماد official و یه نماد unofficial داره. نماد اصلی اون یه خورده عجیب و غریبه چراکه برعکس سایر دانشگاهها که معمولا (همونطور که توی عکس هم میبینید) از یک حیوون یا انسان به عنوان نماد استفاده میکنن، نماد اصلی دانشگاه پردو یه لوکوموتیو بزرگه که شما خیلی وقتها وقتی توی محیط دانشگاه دارید راه میرید، میتونید ببینید که یه عالمه دانشجو رو سوار کرده و بوق زنان و زوزه کشان! داره حرکت میکنه! اما در عین حال، دانشگاه پردو یه نماد غیررسمی هم داره که اون هم دیگه رسماً الان نماد دانشگاه شده و همه به همون نسبت قبولش دارن (البته روی کاغذ هنوز هم لوکوموتیو مذکور که اسمش هست Boilermaker Special نماد اصلی محسوب میشه) و اسم این نماد غیر رسمی هم هست Purdue Pete که در سال ۱۹۴۰ و در اصل به عنوان لوگو برای University Bookstore که یک سال قبلش تاسیس شده بود، طراحی و به وجود اومده و از سپتامبر سال ۱۹۵۶ هم بُعد فیزیکی پیدا کرده و با اینکه چندین بار تغییرات اساسی در اون داده شده، در تمامی مسابقات ورزشی حضور داره و بخش جدانشدنی دانشگاه پردو محسوب میشه که من یه خورده جلوتر یه خورده بیشتر در موردش توضیح میدم. این عکس رو ببینید بهتر متوجه میشید:

و اما چرا اسم Boilermaker یا آهنگر؟ این قضیه بر میگرده به اکتبر سال ۱۸۹۱ وقتی که تیم فوتبال (آمریکایی) پردو با نتیجه ی ۴۴ بر صفر تیم فوتبال Wabash College رو شکست میده و بعد در روزنامه های محلی به سبب اندام خیلی تنومند و لباس های تیم پردو که به رنگ سیاه و طلایی (رنگهای رسمی دانشگاه پردو) بودن، این اسم بهشون اطلاق میشه و تا الان هم ادامه داشته. اطلاعات خیلی دقیق تر در رابطه با تیتر روزنامه های اون موقع و حوادث مربوط به اون بازی و اون نامگذاری رو میتونید “اینجا” بخونید.

همونطوری که گفتم، در سال ۱۹۴۰ هم در ابتدا Purdue Pete (که البته اون موقع هنوز اسمی نداشته و صرفاً یه لوگو بوده) به منظور لوگوی University Bookstore طراحی میشه و ۵ سال بعد هم در تقویم دانشگاه نشون داده میشه و در سال ۱۹۵۶ هم توسط یک دانشجوی مهندسی مکانیک، پوشیده میشه و صاحبان University Bookstore اسم اون رو Purdue Pete میذارن و البته کسی نمیدونه اسم Pete از کجا اومده و دلیل نامگذاریش چی بوده! اما به هر حال از اون موقع Purdue Pete با چک کش معروفش که نمادی هست از قدرت و استقامت و اشاره ای هم به ابزار کار آهنگرها داره، تا امروز یکی از محبوب ترین شخصیت های دانشگاه هست و هر سال ۶ نفر دانشجو که باید اندام ورزیده و تنومندی هم داشته باشن، وظیفه پوشیدن لباس Purdue Pete رو به عهده دارن که البته این لباس برای تک تک اونها به صورت مجزا طراحی و ساخته میشه.

به جز mascot، هز دانشگاه یه سرود مخصوص خودش هم داره که آهنگ دانشگاه پردو اسمش هست Hail Purdue که در سال ۱۹۱۲ توسط James R. Morrison نوشته و توسط Edward S. Wotawa هم آهنگش ساخته شده و متنش از این قراره:

Hail Purdue
To your call once more we rally,
Alma Mater, hear our praise;
Where the Wabash spreads its valley,
Filled with joy our voices raise.
From the skies in swelling echoes
Come the cheers that tell the tale,
Of your vic’tries and your heroes,
Hail Purdue! We sing all hail!

Chorus
Hail, hail to old Purdue!
All hail to our old gold and black!
Hail, hail to old Purdue
Our friendship may she never lack,

Ever grateful ever true

Thus we raise our song anew,

Of the days we’ve spent with you,
All hail our own Purdue.
When in after years we’re turning,
Alma Mater, back to you,
May our hearts with love be yearning,
For the scenes of old Purdue.
Back among your pathways winding
Let us seek what lies before,
Fondest hopes and aims e’er finding,
While we sing of days of yore.

اینجا هم میتونید این آهنگ رو گوش بدید:

خلاصه که خواسته یا ناخواسته، با حضور در دانشگاههای آمریکا، شما طرفدار پر و پا قرص تیم دانشگاهتون میشید و حتی امکان داره که ریسرچ رو برای ساعاتی رها کنید و برید و به تشویق تیم دانشگاهتون بپردازید.

با احترام،
پیمان یوسفی
۵ مِی سال ۲۰۱۷ میلادی

برای دانشجویان جدید الورود: تفاوت سیستم آموزشی آمریکا و ایران

سیستم آموزشی توی دانشگاههای آمریکا تفاوت خیلی چشم گیری نسبت به دانشگاه های ایران داره و توی روزها و ماههای اولی که اینجا بودم این تفاوت فاحش خیلی به چشم میومد و در حقیقت خو گرفتن بهش خیلی سخت بود. اینجا معمولا در طول ترم سه امتحان (دو تا میان ترم و یک پایان ترم) گرفته میشه (البته در بسیاری از کورس ها هم دو امتحان (یک میان ترم و یک پایان ترم) به سبک ایران) و معمولا هر کورس به طور معمول هر هفته یک Homework و یا Lab Report داره که بر عکس ایران، اینجا به شدت بهشون اهمیت داده میشه و در بسیاری از موارد، مجموع نمرات همین تکالیف هفتگی از نمرات امتحانات هم بیشتر میشه. همه ی این ها باعث میشه که اینجا مفهوم “شب امتحان” درس خوندن کاملا بی معنی باشه چراکه حتی اگه شب امتحان هم درس خونده باشی و نمره کامل امتحان ها رو گرفته باشی (که: و زهی خیال باطل…!)، در نهایت میتونی امیدوار به داشتن نمره ای مثل ۶۰-۷۰ از ۱۰۰ باشی و بقیه ش معمولا مربوط میشه به همین تکالیف. در نتیجه دانشجوها مجبورن که در طول ترم حسابی وقت بذارن و همه این تکالیف رو انجام بدن و خب با اینکار دیگه عملاً نیازی به شب امتحان درس خوندن ندارن چراکه تقریباً همیشه برای امتحان آماده هستن. این چیزیه که توی روزهای اول به عنوان کسی که توی سیستم درسی ایران بزرگ شده و معمولا برای تکالیف اهمیتی قائل نبوده و همه انرژی خودش رو برای شب امتحان میذاشته، واقعا سخت بود اما به محض اینکه بهش عادت کردم متوجه شدم که چقدر مفید تره و بازدهی افراد رو بیشتر میکنه. حالا همه اینا رو گفتم که به این برسم که یه کسی که توی یه ترم ۴ تا درس داره میتونه چقدر بدبخت بشه در طول هفته ها با این حجم تکالیف. این بود داستان ما!

یکی دیگه از تفاوت هایی که من اینجا متوجهش شدم، وجود پلتفرمی به اسم BlackBoard هست که “اینجا” میتونید باهاش آشنا بشید و حتی میتونید عکس ها و فیلم های آموزشی اون رو هم توی اینترنت پیدا کنید که به بچه هایی که میان پردو که توصیه اکید میکنم که حتماً این کار رو بکنن!. توی این سیستم که شما میبایست با اکانت و پسورد دانشگاه واردش بشید (به محض ورود هر دانشجو به دانشگاه پردو، به ایشون یک شماره دانشجوی PU ID و یک اکانت Purdue Career Account داده میشه که میبایست خودش پسوورد خودش رو بسازه و بعد از اون، تقریبا توی “تمام” سیستم های اداری از قبیل بیمه ی دانشگاه، کارهای مربوط به حقوق، ورزش، صفحه ی my Purdue (که به نوعی نسخه ی خیلی خیلی بهتر شده ی همون سیستم گلستان خودمونه!) و …، فرد با همین آی دی و پسوورد میتونه وارد صفحه کاربری خودش بشه و کارهاش رو ادامه بده)، برای تک تک درس ها فضایی آماده شده که استاد میتونه جزوات مربوطه، امتحانات، تکالیف، نمرات و اطلاعیه های خودش رو قرار بده و دانشجو ها میتونن به راحتی به همه این ها و همچنین نمرات خودشون آگاهی داشته باشن و حتی تکالیف خودشون رو هم از این طریق سابمیت کنن. البته اینجا “همه” ی استادها از این سیستم استفاده نمیکنن ولی میتونم بگم که غالب اونها بلکبورد رو به عنوان ابزار ارتباطی قبول دارن و دانشجوها ملزم به کنار اومدن باهاش هستن.

و در نهایت یه موضوع خیلی خیلی جالب دیگه توی اینجا، توجه عجیب و غریب به تیم های ورزشی خودشونه که حقیقتش رو بخواید این توجه و غیرت به تیم دانشگاه الان دیگه به من هم سرایت کرده و من به شدت نتایج تیم های بسکتبال پردو رو دنبال میکنم و خوشبختانه امسال تیم بسکتبال ما خیلی خیلی خوب عمل کرده و نتایج عالی ای گرفته. من احتمالا به زودی یکی از مسابقات این تیم رو از نزدیک تماشا خواهم کرد که خب خیلی خیلی هیجان انگیزه و اینجا میتونید عکس هایی از دیدارهای تیم بسکتبال پردو رو ببینید:

یه نکته ی دیگه در تایید اهمیت دانشگاه به تیم های ورزشی خودش، توجه به میزان حقوق مربی های این تیم ها هست. برای مثال به این عکس توجه کنید:

این عکس توسط دوست من مسعود از یکی از روزنامه های دانشگاه پردو گرفته شده و در اون میتونید ۱۰ نفر اول دانشگاه پردو از لحاظ میزان حقوق دریافتی رو ببینید. طبیعتاً انتظار میره که رییس دانشگاه، جناب Mitch Daniels با این همه سابقه اجرایی و شهرتی که داره باید نفر اول لیست باشه ولی نه تنها اول نیست، بلکه میزان حقوقش با نفرات اول و دوم فاصله چشم گیری هم داره! و اما نفرات اول و دوم این لیست چه کسانی هستن؟ به ترتیب مربی تیم بسکتبال و فوتبال دانشگاه پردو! و به طور کلی از این ۱۰ نفر، ۶ نفر به رشته های ورزشی تعلق دارن که این نشون میده بحث ورزش توی دانشگاههای آمریکا واقعا شوخی نیست و خیلی خیلی مهمه و خب بهتره مقایسه ای صورت ندیم بین این مفهوم در دانشگاههای آمریکا و ایران. ما خودمون یه دو واحد تربیت بدنی ۱ داشتیم ترم اول، یادم نمیره چقدر خوش میگذشت بهمون!

به هر حال، دانشجوهایی مثل من که تازه وارد این فضا میشن با تفاوت های چشم گیری روبرو میشن که یاد میگیرن کم کم بهش عادت کنن و خب از یه جایی به بعد خواسته یا ناخواسته سیستم های قبلی و غلط رو بر نمی تابن.

طبیعتا حرف های زیادی در رابطه با این تفاوت ها وجود داره که فکر کنم بهتر باشه از اطناب سخن دوری بجویم و بحث رو تموم کنم. قصد دارم کم کم مطالبی توی دسته بندی “دانشگاه پردو” بنویسم، بلکه بعد ها برای سایر دانشجوهایی که قصد دارن وارد اینجا بشن بتونه کمک خوبی باشه.

با احترام،
پیمان یوسفی
۲۴ فوریه سال ۲۰۱۷ میلادی

شروع ترم و سال جدید

ترم قبل به پایان رسید و تعطیلات بین دو ترم هم تموم شد و این تعطیلات برای من توام بود با یک سفر ۳ روزه به شیکاگو که خب بیشتر سفری بود که به شیکاگو گردی پرداختیم و با چند تا از موزه ها و مکان های توریستی این شهر بیشتر آشنا شدیم. در کل سرمای هوا که برای این موقع از سال نسبتاً طبیعی به نظر میرسه نمیذاشت که به طور کامل بشه به کنکاشت این شهر پرداخت ولی خب به صورت کلی الان دیگه نسبتاً با این شهر آشنائم و فکر کنم توی روزای گرم سال هم حتما چند باری خواهم رفت که بتونم حسابی آشنا بشم با قسمت هایی از شهر که لزوماً توریستی نیستن ولی خب باید رفت و دید.
یکی از موزه های خیلی خیلی جالبی که توی شهر شیکاگو وجود داره، Adler Planetarium هست که “اینجا” میتونید با وب سایت و “اینجا” میتونید با تصاویر این موزه که مربوط میشه به تحقیقات فضایی و نجوم، بیشتر آشنا بشید. از بین تمامی مکان هایی که رفتیم، این موزه برای من رنگ و بوی دیگه ای داشت چراکه در اون به راحتی میتونستی پیشرفت تدریجی علم و تاثیرش در دستاوردهای بشر در شناخت جهان رو ببینی. از اولین تجربیات تحقیقات فضایی کشور آمریکا گرفته تا اولین قدم های یک انسان بر روی ماه که طبیعتاً دیگه گفتن نداره که ایشون، جناب Neil Armstrong دانش آموخته دانشگاه پردو بودن و این چیزی نیست که دانشگاه پردو و دانشجوهای اون به راحتی ازش بگذرن و اینجا هم میتونید عکسهایی از مجسمه یادبود ایشون و ضمناً خودشون در هنگام سخنرانی در روبروی Hall of Engineering که به احترام زحمات و دستاوردهای خارق العاده ایشون، به اسم خودشون هم نامگذاری شده رو در قسمت مرکزی دانشگاه پردو مشاهده کنید:

بازدید از این موزه جذابیت های خاص خودش رو داشت چراکه در اون میتونستی به راحتی با چالش های موجود و سختی ها و استرس های لاینفک تحقیقات فضایی کشور آمریکا آشنا بشی و یه جاهایی از اینکه انسان به سبب پیشرفت علم تونسته و میتونه به کاوش جهان بپردازه احساس غرور کنی به اینکه چقدر به مفهوم علم اعتقاد داری و داری به زعم خودت و در یه زمینه دیگه در اون راستا تلاش میکنی. من اطلاعات چندانی از مسائل مربوط به نجوم و جهان ندارم و درنتیجه قصد ندارم اشاره ای به این مفهوم بکنم، فقط در حد خودم وقتی با مدل سه بعدی ای که از کهکشان هایی که تا به حال در محدوده ی دید بشر بودن ( که بر اساس گفته های فردی که داشت توضیح میداد، بشر تا کنون تنها موفق به رویت تنها حدود ۲۰ درصد از کل جهان شده و سایر نقاط هستی هنوز برای ما ناشناخته هستن) و توسط دانشگاه شیکاگو تهیه شده، روبرو شدم، فقط و فقط داشتم به بی نهایت کوچک بودن انسان در مقایسه با جهان هستی دقت میکردم که به نوع خودش به شدت جالب و تفکر برانگیز بود.

در قسمت دیگه ای از موزه که به فروشگاه اختصاص داشت، من یه تی شرتی رو دیدم که خیلی چشمم رو گرفت و اینجا عکسش رو میذارم. اصولا من علاقه زیادی به اینشتین دارم و طرح روی تی شرت توی اون لحظه و با توجه به چیزهایی که از مفهوم فضا دیده بودم و تاثیر بی بدیل این دانشمند در شناخت بشر از هستی، چیزی نبود که به راحتی بتونم ازش بگذرم.

خلاصه که ما اینو خریدیم و میپوشیم تا زمانی که یکی بیاد بگه اصلا هم قشنگ نیست! در کل سفر خیلی خوبی بود و چیزای زیادی یاد گرفتم و فک کنم برای ترم پیش رو که از پس فردا شروع میشه آماده باشم. ترم بعد درس های خیلی سختی دارم و فارغ از تعداد زیادشون و ریسرچ خودم، در حال مدیریت پروژه خیریه ای هستم که برای ایران در نظر داشتم و خیلی خیلی بهش امیدوارم و معتقدم که به زعم خودم و با همکاری دوستانم میتونیم تاثیر گذار باشیم در این زمینه. این روزا با خیلی از بچه ها در ایران در ارتباطم و هر کدومشون یه بخشی از کار رو به عهده دارن و داریم آهسته و پیوسته در این زمینه جلو میریم.

توی این مدتی که اینجا بودم، خواسته یا ناخواسته تاثیرات زیادی گرفتم از سیستم زندگی آدمای اینجا، نوع نگاهشون به انجام پروژه های کاری و خیلی چیزهای دیگه که راستش در بعضی مواقع باعث شده نتونم با بعضی از افراد توی ایران کار کنم چراکه این تفاوت های دیدگاهی در کار و اولویت بندی زندگی واقعا فاحش شده و خب طبیعیه چراکه ملاک ها و خط قرمز ها و استانداردهای آدما تغییر میکنه به مرور زمان. در کل همچنان در حال یاد گرفتن و بزرگ شدن و تجربه های جدید هستم چون احتمالا معنی زندگی هم همین باشه. اگه تونستید فیلم Hector and the search for happiness رو حتما نگاه کنید. این فیلم خیلی حال خوبی میده به من.

تا بعد.

با احترام،

پیمان یوسفی

۷ ژانویه سال ۲۰۱۷ میلادی

معماری و نما

purdue2015-25

این ساختمون که اسمش هست University Hall قدیمی ترین ساختمون دانشگاه پردو و یکی از ۶ ساختمونی هست که با تاسیس دانشگاه پردو ساخته شده. به نوعی شروع فرایند ساختنش برمی گرده به سال ۱۸۷۴ و البته در سال ۱۹۶۱ ترمیم شده و در حال حاضر دپارتمان تاریخ در این ساختمون قرار داره. نکته جالب در مورد این ساختمون اینه که توی دانشگاه پردو، هیچ ساختمون دیگه ای حق نداره از این ساختمون ارتفاع بیشتری داشته باشه! و در صورتی که ساختمونی این قانون رو نقض کنه (مثل ساختمون دپارتمان ریاضی) کد پستی متفاوتی نسبت به سایر ساختمون های دانشگاه پردو خواهد داشت. ضمناً جناب John Purdue، موسس دانشگاه پردو، هم وصیت کردن که بعد از مرگشون، جسدشون روبروی این ساختمون دفن بشه که همین اتفاق هم افتاده و اینجا میتونید تصویر مجسمه ای که به احترام ایشون ساخته شده رو ببنید:

9405969134_8b65e52a1e_b

مجسمه ایشون روبروی University Hall نماد خیلی معروفی از دانشگاه پردو هست و تقریبا کمتر دانشجویی توی این دانشگاه هست که کنار جناب Purdue ننشسته باشه! و عکس نگرفته باشه که خب منم از این قاعده مستثنی نیستم! ایشون و اصولا هر کسی که در پیشرفت فضای علمی اینقدر بزرگ منشانه و دست و دلبازانه عمل کردن، همیشه شایسته ستایش و ماندگاری در تاریخ هستن و امیدوارم ما هم یه روزی بتونیم لیاقت ماندگاری در تاریخ از جنبه خوبش رو داشته باشیم.

حالا که در مورد این قضیه صحبت شد، به این عکس ها از ساختمون های دانشگاه پردو توجه کنید:

با اینکه محوطه دانشگاه پردو خیلی خیلی بزرگه و همونطوری که گفتم توی آمریکا مفهوم دانشگاه از شهر جدا نیست و طبیعتا حصار و حراستی! وجود نداره، یه چیزی توی همه این عکس ها هست که مشترکه و اون معماری و نمای ساختمون هاست که با آجرهای زرشکی و مشکی از شهر متمایز هستن. حتی ساختمون های جدیدی هم که در حال ساخت هستن و تعدادشون هم اصلا کم نیست از این قاعده مستثنی نیستن و باید این سبک معماری و نما رو حفظ کنن. من توی دانشگاه تهران و علم و صنعت درس خوندم و حداقل سایر دانشگاه های تهران مثل شریف و امیرکبیر و بعضی از دپارتمان های خواجه نصیر رو هم به کرّات دیدم و چیزی که به زعم خودم میتونم بگم اینه که به هیچ وجه نمیتونم یه معماری و نمای خاص به هر کدوم از این دانشگاه ها نسبت بدم و فکر میکنم بتونم این جمله رو به اکثر (و اگه نگم همه) دانشگاههای ایران هم تسری بدم، البته توی دانشگاه تهران هنوز میشه نماهای مشترکی رو پیدا کرد ولی خب همچنان نمیشه یه نظر کلی داد. شاید این اصلا چیز مهمی نباشه اما من فکر میکنم همین چیزهای کوچیک (و مثل اینها سرود هر دانشگاه و نماد ورزشی و …) باعث میشه مفهوم دانشگاه ها نسبت به هم مستقل باشن و دانشجوها با تعلق خاطر زیادی دوران دانشجویی خودشون رو طی کنن، این چیزیه که اینجا به شدت مشخصه و حداقل من توی تهران نه خودم اهلش بودم و نه خیلی شاهدش بودم. این قضیه رو حتی وقتی ارمنستان هم بودم به راحتی توی نماهای شهریش درک میکردم و وقتی با تهران مقایسه ش میکردم تفاوت های فاحشی به چشمم میومد. شاید همین دقت کردن به چیزای کوچیک باعث اتفاقات بزرگ بشه، هر چند که اکثر این حرفها نیازمند یه زیر ساخت قوی و از پیش تعریف شده ست که خب برای خیلی از دانشگاه ها و شهرها دیر به نظر میرسه. اما خب شاید یه روز…

با احترام،

پیمان یوسفی

۶ نوامبر سال ۲۰۱۶ میلادی