برای دانشجویان جدید الورود: لافیت و وست لافیت، شهرشناسی ۱۰۱

(این متن در ماه مارس سال ۲۰۱۸ میلادی نوشته شده (نویسنده در همین تریبون نوروز سال ۱۳۹۷ رو هم به همگان تبریک و تهنیت عرض میکنه)، در نتیجه اگر آیندگان این متن رو میخونن، قائل به این موضوع باشن که پیشرفت های شهری و فرهنگی شهرهای آمریکا و بخصوص شهر وست لافیت؛ اونقدری سریع هست که شاید بخشی از مواردی که من در متن بهشون اشاره کردم، در آینده ی دور دیگه اصلاً مصداق نداشته باشه، اما فکر میکنم هنوز هم بشه به کلیات نوشته هام استناد کرد)
چند وقت پیش یک عزیزی کامنت گذاشته بود که در رابطه با شهر لافیت و وست لافیت و مردمش و فرهنگش و … توضیح بدم. به نظرم پرداختن به این قضیه و توصیف این قضیه خصوصا برای دوستانی که توی ایران هستن به شدت سخته چراکه قبلش باید چندین و چند کتاب نوشت در رابطه با تفاوت های ساختاری و ماهوی و فرهنگی و آب و هوایی و اقتصادی و … بین کشور آمریکا و ایران و بعد  هم همین تفاوت ها در قسمت های مختلف کشور آمریکا خصوصا منطقه Midwest که دانشگاه پردو در اون قرار داره، اما به هر حال، سعی میکنم توی این متن تا یه حدی به جواب سوال اون عزیز بپردازم بلکه شاید به بقیه دانشجویان جدید الورود هم کمکی بشه که بدونن قراره کجا بیان و یه دید کلی داشته باشن ازش. توی این پست صرفا به توضیحات کلی این شهرها میپردازم و در آینده سعی میکنم به طور جزئی تر به مراکز مهم شهر و … در یک پست مجزا، اشاره کنم.

من توی این مدتی که اینجا بودم؛ چندین شهر بزرگ و کوچیک آمریکا رو دیدم و قبل از شروع متن، میخوام شهرهای آمریکا رو بر اساس چیزی که میخوام در متن بهش بپردازم، دسته بندی کنم. این دسته بندی هیچگونه پایه ی علمی و آماری ای نداره و صرفاً نظر شخصی منه و با این کار صرفاً میخوام یه دید اولیه ای بدم به دانشجوهای جدید الورودی که از ایران میخوان بیان دانشگاه پردو.

نکته ی خیلی خیلی مهم در این دسته بندی اینه که بر خلاف ایران که اکثریت امکانات رفاهی در شهرهای بزرگ و در مواردی فقط در پایتخت جمع شدن، در کشور آمریکا، تقریبا تمامی این امکانات، همه جا به صورت مساوی تقسیم شده و در نتیجه، افراد در شهرهای خیلی خیلی کوچیک هم از امکانات فرهنگی و رفاهی مشابهی بهره میبرن. البته طبیعتاً با توجه به جمعیت و اندازه شهر، کمیت این مراکز میتونن متفاوت باشن اما از لحاظ میزان کیفیت، هیچ تفاوتی با هم ندارن. دسته بندی شهرها:

گروه ۱ : شهرهای خیلی بزرگ مثل نیویورک، شیکاگو، سن فرانسیسکو، بوستون و … که تعدادشون خیلی هم زیاد نیست و میشه به راحتی همشون رو لیست کردن. تکلیف این شهرها حسابی مشخصه و همه ی شاخصه های خوب و بد شهرهای بزرگ (مثل تهران) رو به نحوی یدک میکشن.

گروه ۲ : شهرهای بزرگ مثل میلواکی، ایندیاناپولیس، بافلو و … که تعداشون یه خورده بیشتر از شهرهای گروه اوله و عملا همه شاخصه های شهرهای گروه ۱ رو دارن، اما خب یک مقدار از لحاظ مساحت و جمعیت کوچک ترن.

گروه ۳: شهرهای متوسط مثل Ann Arbor که یه خورده تفکیکشون از شهرهای گروه ۲ سخته اما خب هنوز هم شهرای نسبتا بزرگی محسوب میشن و هدفم از ذکر کردنشون این بود که دانشجوهای جدید دانشگاه پردو، قائل به اختلاف سطح گروه ۲ و گروه ۴ باشن.

گروه ۴: شهرهای کوچک مثل همین لافیت و وست لافیت خودمون که حالا در ادامه بیشتر در موردشون توضیح میدم.

گروه ۵: شهرهای خیلی خیلی کوچک که دیگه عملا حالت روستایی پیدا میکنن و کمتر دانشگاهی هست که در این مناطق بنا شده باشه، در نتیجه من از توصیف بیشترشون خودداری میکنم.

همونطور که قبلا هم در پست در رابطه با حمل و نقل و خرید ماشین ذکر کرده بودم، بر عکس تصوری که با دیدن فیلم های هالیوودی از کشور آمریکا در ذهن ما شکل میگیره، بخش غالب کشور آمریکا با توجه به وسعت زیادش، به شهرهای گروه ۳ تا ۵ اختصاص داره، شهرهایی معمولا با مساحت خیلی زیاد و تراکم جمعیتی پایین و در نتیجه، اون ساختمون های بلند مرتبه و شهرهای متراکم، لزوما قابل تعمیم به همه جای آمریکا نیست.

در دسته بندی من، شهر لافیت و وست لافیت در گروه ۴ قرار دارن تا دانشجوهای جدید الورود بدونن که قرار نیست مثل مردم شیکاگو یا نیویورک، با آسمان خراش های بزرگ و ترافیک و … روبرو بشن و انتظار یه شهر کوچیک دانشجویی رو داشته باشن. البته خود این قضیه هم نیازمند موشکافی بیشتره. همونطور که متوجه شدید من «لافیت» و «وست لافیت» رو معمولا همه جا با هم و در یک سبد قرار میدم و این به این سببه که این دو شهر، صرفا با یه رودخونه از هم جدا شدن و شاید بشه گفت اصلا یه شهر باشن. هرچند که تفاوتهای بزرگ فرهنگی زیادی بینشون هست که به زودی بهش میپردازم. به این عکس دقت کنید تا متوجه موقعیت مکانی لافیت و وست لافیت باشید (کلا برای اینکه بتونید عکس ها رو در اندازه بهتر ببینید، میتونید در یک tab دیگه بازشون کنید). توی عکس سعی کردم به صورت حدودی، موقیت کمپس دانشگاه پردو رو هم نشون بدم که دید بهتری بهتون بده.

همونوطور که توی عکس میبینید، این دو شهر توسط رودخونه معروف Wabash از همدیگه جدا شدن اما در هر حال ارتباط تنگاتنگی با هم دارن و خیلی وقتها با هم در یک سبد قرار داده میشن. اما به هر حال؛ همونطور که میبینید، لافیت وسعت بیشتری نسبت به وست لافیت داره و عملا دارای شاخصه های شهری بیشتری نسبت به وست لافیت هست. همینجا شاید بد نباشه که بگم که دانشگاهی مثل دانشگاه پردو با این وسعت و امکانات و ساختمونهاش، اصلا نمیتونه توی شهری مثل وست لافیت نباشه! این دانشگاه با اینکه همینجوریش هم خیلی بزرگه، هر روز داره رشد میکنه و هر روز شما شاهد ساخته شدن ساختمون های جدید و خیلی بزرگ در گوشه و کنار دانشگاه هستید. در حالیکه در شهرهای بزرگ و متراکمی مثل شیکاگو، قطعا دانشگاهی مثل پردو، نمیتونه به وجود بیاد چراکه با محدودیت های زیادی روبرو میشه. خیلی ها دانشگاه پردو و شهر وست لافیت رو اصلاً یکی میدونن و این موهبت، ضمن کمک به رشد شهر وست لافیت، به پردو هم این امکان رو داده و میده که امپراطوری خودش رو مستحکم تر کنه!

در ادامه سعی میکنم یه چند تا فیلم آپلود کنم از فضای کلی این شهر ها، تا یه حدودی از معماری و فضای این دو شهر دستتون بیاد تا بعد بتونیم یه خورده بیشتر در مورد موارد مختلف دیگه صحبت کنیم.

یه سری توضیحات کلی در رابطه با شهر لافیت:

این ویدئو مربوط میشه به گشت و گذار با ماشین توی حوالی شهر لافیت:

اینم یه سری عکس از دانشگاه پردو برای اینکه فضای بحث یه خورده مطبوع تر بشه:

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

در همین راستا این فیلم ها هم از کمپس دانشگاه پردو، خالی از لطف نیست:




این ویدئو هم از گشت و گذار در یه روز برفی توی کمپس پردو، با در نظر گرفتن اینکه الان میخوام در مورد آب و هوا توضیح بدم، بد نیست:

خب از هر چه بگذریم، سخت دوست خوش تر است و حالا بپردازیم به سایر موارد مثل آب و هوای این شهرها…

سرتونو درد نیارم، آب و هوای هیچ شهری در منطقه Midwest در کشور آمریکا خوب نیست! اینجا شما زمستون های خیلی سرد و تابستون های بعضاً خیلی گرمی رو تجربه خواهید کرد. البته برای تک تک این هواها، تمهیدات لازم از قبیل لباس و … اندیشیده میشه و در نتیجه شما رو از زندگی نرمال منحرف نخواهد کرد، اما در هر حال میخوام به دانشجوهای عزیز جدید الورود این رو قبل از ورودشون بگم که توقع آب و هوای معتدل و پایدار کالیفرنیا رو هم نداشته باشید! البته این به پیشینه افراد هم بستگی داره. من خودم توی تهران بزرگ شدم، اما باز با این حال، از آب و هوای اینجا خوشم میاد، اما خب خیلی ها رو هم میشناسم که خوششون نمیاد! این هم شاخصه های آب و هوایی شهر وست لافیت در ماههای مختلف سال ۲۰۱۷ هست که به خوبی نشان دهنده ی مواردی که ذکر کردم هست (میتونید عکس رو بزرگ کنید)

خب حالا که این همه از آب و هوای بد این وست لافیت گفتیم، جا داره که در بعضی از موارد هم ازش تعریف کنیم و از خوبی هاش بگیم. یکی از شاخصه های خیلی مهم و تفاوت های بزرگ شهر لافیت و وست لافیت در مفهوم «امنیت» خلاصه میشه و این قضیه اتفاق شگفت انگیزی رو رقم میزنه. همونطوری که در نقشه هم دیدید و من هم ذکر کردم، دو شهر لافیت و وست لافیت عملا چسبیدن به هم و فارغ از نامگذاریشون، در خیلی از متون، کاملا یکی در نظر گرفته میشن، اما حقیقت اینه که این دو شهر در مواردی اصلا یکی نیستن و یکی از مهمترینِ اون موارد، سطح سواد اجتماعی و طبعاً تبعات بعد از اون یعنی میزان بزه و جرم در این دو شهر هست. این قضیه رو وقتی بهتر درک میکنید که از شهر وست لافیت فقط با ۵ دقیقه رانندگی وارد لافیت میشید و کم کم متوجه تفاوت ها بین رفتار و گفتار مردم میشید. دلیل این امر هم خب به شدت واضحه: دانشگاه پردو! غالب افرادی که در شهر وست لافیت زندگی میکنن یا دانشجوئن یا به هر حالی یه جوری با سیستم دانشگاه پردو در ارتباطن، در نتیجه خواسته یا ناخواسته، نزدیکی زیادی با قشر تحصیلکرده ی جامعه دارن، در حالیکه در شهر لافیت این قضیه مصداق نداره و افراد به شغل های صنعتی و … مشغولن و رابطه لزوما تنگاتنگی با علم ندارن (و خب لازم هم نیست که به این مساله اشاره کنم که احتمال حضور آدم های تنگ نظر و نژادپرست در این جور شهرها خیلی بیشتر از شهری مثل وست لافیت با بی نهایت آدم اینترنشناله). در تایید این قضیه، مالیات خیلی زیادی هست که دانشگاه پردو به ایالت ایندیانا پرداخت میکنه تا سهم بیشتری از خدمه پلیس رو در شهر داشته باشه و این باعث شده، گشت های پلیس دائما در شهر و خصوصا در کمپس دانشگاه در حال عبور باشن که نتیجه ی این امر، داشتن فضایی به شدت امن تر از کمپس حداقل خیلی دیگه از دانشگاههایی هست که من دیدم و اتفاقا در شهرهای بزرگ هم قرار دارن. این موضوع امنیت در شهر و کمپس خیلی بیشتر از اینکه نوشته های من بتونن نشون بدن، اهمیت داره و اینکه در شهر وست لافیت و کمپس دانشگاه پردو، این میزان امنیت بالا وجود داره، موهبت بزرگیه که وقتی میرید توی شهرهای بزرگتر با شاخص های جرم بالاتر، بهش پی میبرید. حالا برای اینکه این اختلاف در شاخص جرم در شهر لافیت و وست لافیت رو نشونتون بدم، میخوام که به عکس زیر نگاه کنید که این شاخص رو با میانگینش در کشور آمریکا مقایسه کرده و در اون به راحتی میتونید اهمیت یه کمپس امن رو درک کنید.

در کل، مردم منطقه میدوست، مردم خیلی خیلی خون گرمی هستن، منظورم اینه که خیلی هاشون، هیچ کدوم از پیچیدگی های مردم شهری رو ندارن و مفاهیمی مثل خانواده، دین، زندگی با قناعت و مهربانی و … توی اولویت های اول زندگیشون قرار داره. البته طبیعتاً در هر سیستمی، استثنائاتی هم وجود داره که نه میشه انکارشون کرد نه میشه بهشون استناد کرد، اما غالب برخوردهای شما با مردم، بدون شک همراه هست با مهربانی، لبخند و احترام متقابل که منجر میشه احساس خوبی بهتون دست بده.

بیشتر از این نمیخوام بنویسم، به عنوان سخن آخر، میخوام بگم که همه چی به خود آدم و سطح انتظارات و نوع زندگیش بستگی پیدا میکنه. من بیست و چند سال در یکی از پر تراکم ترین شهرهای دنیا زندگی کردم و بدون دود و ترافیک و ساختمون و سر و صدا و … حس میکردم یه چیزی کم دارم، اما وقتی اومدم اینجا و طبیعت بکر، هوای تمیز، آسمون آبی و بی نهایت زیبای اینجا رو در کنار مردمش دیدم، الان دیگه مطمئنم که نمیتونم توی یه جایی مثل تهران زندگی کنم. در نتیجه میخوام دانشجوهای جدید الورود رو خطاب قرار بدم و ضمن تبریک زیاد بهشون، بگم که مطمئن باشید که برای دانشجوی پردو بودن، شهر وست لافیت، تمامی شرایط لازم رو فراهم میکنه که بتونید دانشجوی خوبی باشید.

سعی میکنم در آینده و یک پست مجزا، به طور دقیق تر در رابطه اماکن و مراکز مهم وست لافیت بنویسم، تا اون موقع باید بپردازم به پروپوزال و ریسرچ و دومین جلسه با اعضای کمیته دکترام.

مجددا سال نو مبارک،
با احترام،
پیمان یوسفی،
۲۳ مارس سال ۲۰۱۷ میلادی