بربری، سنگک، شیرمال و سایر ایرانی های آمریکایی شده!

وقتی وارد آمریکا شدم، یه چیزی که از همون روزهای اول متوجهش شدم، این بود که توی آمریکا میتونم تقریباً اکثر مواردی رو که توی روزای آخر حضورم توی ایران فکر میکردم دیگه نمیتونم ببینمشون، (به نحوی) داشته باشم، از انواع ادویه ها و سبزی ها گرفته تا غذاها و دسر ها، «اما» در عین حال که میشد و میشه حس کرد که به تمامی اجناس کاملا ایرانی دسترسی دارم، میشه گفت که دسترسی هم ندارم! که الان بیشتر توضیح میدم. البته کلا هر چیزی که من میگم مربوط میشه به منطقه ی جغرافیایی ای که درش قرار دارم و برای مثال، برای دوستانی که توی شهری مثل لس آنجلس زندگی میکنن، شاید تقریباً هیچکدوم از مواردی که من بهش اشاره خواهم کرد مصداق نداشته باشه.

فارغ از وجود وب سایت صدف، توی شهری که ما هستیم، یه فروشگاه عربی وجود داره به اسم خیبر، ایشون:

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

که ضمن فروش بسیاری از اجناس عربی، بخشی از اجناس ایرانی مثل بعضی از کنسروها، پنیر، نون، ادویه و … رو هم به فروش میرسونه، صاحب مغازه این جنس ها رو از فروشگاههای ایرانی موجود در شیکاگو تهیه میکنه و این امر باعث میشه که به بسیاری از این موارد، بدون نیاز به حضور در شیکاگو، دسترسی داشته باشیم. اما باز با این حال، همیشه مواردی هست که حتی فروشگاه های ایرانی توی شیکاگو هم به ندرت داشته باشن، هر چند که طبیعتاً این موارد جزو همون مواردی هستن که اصولا به ندرت هم بهشون نیاز میشه و در نتیجه کلا مورد خاصی نیست.

با وجود همه ی این دسترسی های نصفه نیمه، یه چیزی رو نمیشه انکار کرد و اون اینه که با اینکه خیلی از جنس های ایرانی امریکایی شده، همون ظاهر و شکل و شمایل همتایانشون توی ایران رو حفظ کردن، اما معمولا داری همون طعم و مزه نیستن، هرچند که صحبت، صحبت بیابان است و لنگه کفش…

در همین راستا، اخیراً یه گروه ایرانی در یکی از ایالت های مجاور، کاری رو شروع کردن که شخصاً مراتب تشکر و احترام منو بر انگیخته. این افراد با استفاده از یه گروه در اپلیکیشن تلگرام، شر ایطی رو فراهم کردن که افراد میتونن نسبت به خرید اجناسی از قبیل نون سنگک، بربری، شیرمال، خرما و … اقدام کنن و این دوستان هر دو هفته یه بار موارد سفارش داده شده رو میارن وست لافیت و ما میریم تحویل میگیریم. طبیعتاً برای دوستانی که توی ایران هستن یا در شهرهای بزرگ آمریکا زندگی میکنن، این خیلی موضوع پیش پا افتاده و خنده داری به نظر میرسه ولی خب درد کشیده ها میتونن درک کنن اهمیت چنین موهبتی رو! 🙂

ما هم خلاصه هفته پیش دل رو زدیم به دریا و انواع نون ها رو گرفتیم و در کنار لوبیا پلویی که درست کرده بودم و کدو و ماست و خیار و … تا یه چند روزی جو خیلی ایرانی ای توی خونه حاکم بود.

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

این ترم هم با همه سختی های خودش، تقریباً داره تموم میشه و باید کم کم خودمو آماده کنم برای ترم بعد و کارهای جانبی ای که توی این ترم نتونستم انجامشون بدم. هوا هم که طبیعتاً در حال سرد شدنه و نوید زمستان عجیب و غریبی رو میده که خدا به خیر بگذرونه. هر چند که فکر کنم بعد از یک سال و نیم، کم کم دیگه عادت کرده باشم به مواجهه با چنین مواردی…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *