گزارش به آینده

۱. چند ماه پیش بالاخره بعد از اصرار های فراوان من و انکارهای فراوان استادام، تونستم راضیشون کنم که ترم بعد در یکی از درس هایی که یکی از استادام درس میده، Teaching Assistant بشم. اصرار زیاد من از این بابت بود که میدونم که اگه این ترم TA نشم دیگه فرصتش پیش نمیاد چراکه بخش زیادی از کار من مربوط میشه به ریسرچ و RA شدن و در نهایت دانشگاه پردو رو بدون تجربه تدریس ترک خواهم کرد. این شد که اصرارها جواب داد و خوشبختانه در ترم پیش رو من TA درس Environmental Soil Chemistry خواهم بود. درسی که به شدت توام هست با کارهای آزمایشگاهی و عملا کار سختی پیش رو دارم ولی خب انقدر براش آماده و هیجان زده م که حتی اگه استادم کلا همه چی رو هم بسپره به من، بازم مشکلی نخواهد بود. البته خب احتمالا خیلی ها معتقد باشن که اینکه Research Assistant بودن رو حتی برای یک ترم رها کنی و بری TA بشی اصلا لزومی نداره و به سختیش نمیارزه. اما خب من معتقدم که میارزه! از طرفی، TA شدن توی دانشگاه پردو به همین راحتی هم که به نظر میاد نیست و اولین مرحله ش به عنوان یه دانشجوی اینترنشنال اینه که باید ثابت کنی که وضعیت زبانت و علی الخصوص Speaking در سطح قابل قبولی هست. حالا تعریف سطح قابل قبول چیه؟ یعنی حداقل نمره ی Speaking شما در آزمون تافل باید ۲۷ باشه و اگر نباشه باید یه آزمون Speaking مشابهی رو در دانشگاه پردو بدی که در ادامه بهش میپردازم. نمره ی speaking من توی تافل شده بود ۲۵ و کمترین نمره ی من در مقایسه با نمره ی سایر اسکیل های من بود که خب مهمترین دلیلش عدم تمرین من به جهت آماده شدن برای آزمون تافل بود (فارغ از اینکه به عنوان یه آدم ایده آل گرا؛ معتقدم هنوزم سطح speaking خوبی ندارم). در نتیجه بر اساس نمره ی تافل، لازم بود که من هم در Oral English Proficiency Program – OEPT دانشگاه پردو شرکت کنم. ثبت نام در این امتحان از طریق دپارتمان صورت میگیره و در وب سایتشون (اینجا) دو تا امتحان آزمایشی هم بود که با بررسی اون متوجه شدم که فارغ از توانایی speaking، به نوعی میزان دانش و آمادگی شما برای TA شدن هم مورد سوال قرار میگیره. برای مثال از شما پرسیده میشه که فرض کنید یکی از دانشجوها به آفیس شما میاد و ازتون در رابطه با مشکلی که با استادش داره سوال میپرسه و شما باید بگید که به چه نحوی به این دانشجو کمک خواهید کرد! و سوالات این چنینی دیگه که حتما باید بدونید که بهترین جواب ممکن چیه و تازه بعدشه که باید بتونید اون جواب خوب رو به درستی بیان کنید و نمره ی خوبی کسب کنید. به هر حال چیز خاصی به نظر نمیومد و منم یکی از این امتحان های آزمایشی رو بررسی کردم و دو هفته پیش رفتم امتحانش رو دادم. خلاصه هفته پیش به من خبر داده شد که نمره ی قبولی این امتحان رو گرفتم و نمیدونم چرا استادم از منم خوشحال تر بود! البته حدس میزنم دلیلش دانشجوهای اینترنشنال سابقش باشن که شاید سطح زبانشون در ابتدا اونقدری خوب نبوده که این امتحان رو قبول بشن و در نتیجه تا زمانی که این امتحان رو پاس نشن نمیتونستن TA بشن. سیستم نمره دهی این امتحان رو میتونید “اینجا” ببینید. افرادی که نمره شون یه مقدار کمی کمتر از نمره ی قبولی میشه باید یه کورس ۵ واحدی زبان رو بگذرونن و افرادی که نمره شون خیلی خیلی پایین تر میشه باید ۶ ماه تا یک سال صبر بکنن و دوباره امتحان بدن که خب شانش TA بودن رو از دست میدن. در کل امتحان سختی نیست و مدلش مثل همون تافله و خوشبختانه از پسش بر اومدم.

۲. ساخت و ساز عجیبی در سطح دانشگاه پردو در حال انجام شدنه و انواع مختلف ساخت و ساز ها رو هم شامل میشه. از اصلاح سیستم های زیر زمینی و آسفالت گرفته و تا ساختن ساختمون های جدید و من عملا مطمئنم که یه نفر ۵ سال دیگه بیاد و کمپس دانشگاه پردو رو ببینه، در بسیاری از موارد اصلا باورش نمیشه که این همون پردوی پنج سال پیشه. اما خب این ساخت و ساز ها تبعاتی هم داشته و مهمترینش اینه که خیلی از خیابون ها بسته شده یا میشن و خیلی وقتها پیدا کردن بهترین مسیر ممکن واقعا سخت میشه. اما خب احتمالا نتیجه ش خیلی خوب خواهد شد. و خب به عنوان کسی که با ساختمون سازی در ارتباط بودم، دیدن ساختمون های در حال ساخت واقعا واسم جذابه و چیزی که به وضوح به چشم میاد، سریع و دقیق بودن ساخت و سازهاست. کارگرها راس ساعت ۸ کارشونو شروع میکنن و راس ساعت ۵ کارشون تموم میشه. شاید مهترین تفاوت اصلی کار کردن در کشور آمریکا و ایران، «بازده کاری» یا «وقت مفید» کار کردن باشه و این عدد در کشور آمریکا به طرز باورنکردنی ای بیشتر از ایرانه (این عدد در کشور ایران، به طرز باور نکردنی ای کمتر از آمریکاست!).

۳. پروژه رادیو پردو همچنان ادامه داره و یه تغییر ساختاری مهم درش به وجود آوردم و به زودی جلسات محتوا رو برگزار خواهم کرد. امیدوارم که اونطوری که مد نظرم هست پیش بره و افرادی که فکر میکنم، همکاری کنن و کارها جلو بره. کارهای طراحی وب سایتش هم داره از طریق آرش و من صورت میگیره و فکر میکنم تا هفته بعد بتونیم نسخه local host رو داشته باشیم و روش کار کنیم که قطعا خبرهاش رو اینجا میدم. در همین راستا هم چند روز پیش توی جلسه ای که با Purdue Foundry داشتم و البته در مورد یه پروژه دیگه داشتم ازشون اطلاعات کسب میکردم؛ رادیو پردو رو هم مطرح کردم و اونا هم به شدت از کارم حمایت کردن و به عنوان یه پروژه ی دانشگاهی، خیلی ازش راضیم و بخش زیادیش رو هم مرهون حضور آرش هستم بدون شک. به هر حال به زودی در این راستا هم خبرهایی رو اعلام میکنم.

۴. مجدداً و به لطف پیگیری های احمدرضا وحامد توی ایران، داریم پروژه ی “زمین ما” رو پیگیری میکنیم و بعد از اون هم کارهای جدی ترش مثل طراحی وب سایت و طراحی فرایندش رو جلو میبریم که خوشبختانه #ریفیق۱۴ حامی پروژه ست و این یعنی من هیچ غمی ندارم. هنوز مشکلات زیادی سر راه هست که خب باید کم کم یه چاره ای براشون اندیشیده بشه تا در نهایت بتونیم این پروژه رو عملی کنیم. چند ماهه که داریم تلاش میکنیم که بتونیم این کار رو بکنیم و هر بار یه مانعی پیدا میشه.

۵. در راستای پروژه ترجمه گروهی که نسبت به اونم خیلی هیجان دارم، سه روز پیش با یکی از اعضای موسسه Worldwatch Institute اسکایپ داشتم و بعد از اینکه فرایند مذکور رو بهشون توضیح دادم و هدف از انجام چنین کارهایی رو گفتم؛ به طرز عجیبی ازم حمایت کردن و الان در حال رایزنی هستیم که من اجازه رسمی ترجمه ی کتابشون به زبان فارسی رو داشته باشم. متاسفانه با توجه به عدم وجود قانون کپی رایت، خیلی از افراد، به راحتی هر کتابی رو که دوست دارن ترجمه میکنن و خیلی وقتها حتی بدون اشاره ی درست و حسابی به نویسنده ی اصلی کتاب، اون رو به فروش میرسونن، فارغ از اینکه اصلا از نویسنده کتاب یا انتشاراتش اجازه ترجمه و چاپ رو نمیگیرن. البته همین پروسه ی گرفتن مجوز رسمی هم کار آسونی نیست واقعا، من خودم دو کتاب دیگه هم تا الان مد نظرم بوده ولی به سبب عدم موافقت انتشاراتشون، نتونستم ازشون اجازه ی رسمی رو بگیرم و در نتیجه ترجمه اون کتاب ها کنسل شدن، اما خب همچنان نهضت ادامه داره! (هر کسی هم که مایل به همکاری و پیگیری کارها هست، میتونه به من پیام بده و با کمال میل حضورش رو ارج خواهم نهاد!)

۶. یه پروژه ای هست که خیلی دوست دارم انجامش بدم ولی به یه گروه اپ نویس احتیاج دارم و تقریبا ۳۰ هزار دلار خرج داره واسم که خب از اونجایی که من اینقدر پول ندارم فعلا، سکوت میکنم و از کادر خارج میشم!

۷. دکتر صادق زیبا کلام، اخیراً و به بهانه درگذشت مریم میرزاخانی، مقاله ای نوشته به اسم “وطن آنجاست کسی را با کسی کاری نباشد” که خوندنش خالی از لطف نیست.

۸. روز ۱۴ آگست که حدوداً ۲۰ روز دیگه ست، مصادف با روزیه که من وارد آمریکا شدم. یک سال گذشت و حالا به وقتش در موردش مینویسم اما واقعا به طرز باورنکردنی ای سریع گذشت و این چیزی بود که از همون روزهای اول همه بهم میگفتن که توی آمریکا زندگی خیلی خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی سریع میگذره، البته من فکر میکردم که توی ایران هم همینطور باشه ولی بهم اثبات شده که اینجا خیلی سریع تر از تصورم بود.

۹. کم کم ترم جدید هم داره شروع میشه و باید خودمونو واسش آماده کنیم که خب اونم یه مکافاتیه واسه خودش! البته خوشبختانه الان دیگه من حسابی به سیستم خو گرفتم و عملا دیگه عادی شده این موارد ولی خب به هر حال باید بیشتر از قبل تلاش کنم تا بتونم به مواردی که مد نظرم هست برسم. احتمالا تا یک ماه دیگه هم یکی از مقاله هام رو سابمیت میکنم تا ببینیم چه پیش خواهد آمد. فکر میکنم این یک سالی که گذشت، آماده سازی های خوبی در موارد علمی و غیر علمی به وجود آوردم که به زودی نتایج این آماده سازی رو در زندگی علمی و غیر علمیم خواهم دید. باید صبر کرد و دید.

۱۰. اخیراً شروع کردم به خوندن کتاب “خاطرات و تالمات مصدق” که به دست خودشون نوشته شده و به کوشش دوستشون “ایرج افشار” انتشار پیدا کرده. قسمتی از توصیف این کتاب رو که در فضای مجازی میشه پیداش کرد، اینجا میارم: “کتاب «خاطرات و تالمات مصدق» به قلم ارزشمند دکتر «محمد مصدق» و به کوشش «ایرج افشار» تدوین شده است. مقدمه‌ای از «غلامحسین مصدق» نیز در ابتدای اثر آورده شده است. این اثر، دو کتاب با عنوان‌های«شرح مختصری از زندگی و خاطراتم» و «مختصری از تاریخ ملی شدن صنعت نفت در ایران» را دربردارد که دکتر مصدق آن‌ها را در روزهای زندان لشکر دوم زرهی و سکونت مقید و اجباری در احمدآباد نوشته و به یادگار گذاشته است که به عنوان سند تاریخی منتشر شده است. در یادداشت آغاز کتاب به قلم ایرج افشار، ایران‌شناس برجسته آورده شده: «کتاب اول “شرح مختصری از زندگی و خاطراتم” در بیست و چهار فصل نگارش یافته و شرح سرگذشت دوران جوانی و روزگار تحصیل و سپس تصدی چند مقام دولتی را دربردارد و مصدق در آن کوشیده است حوادث مهم دوران زندگی خویش را تا پایان ایام تصدی وزارت امور خارجه در سال ۱۳۰۲ بنویسد. کتاب دوم “مختصری از تاریخ ملی ‌شدن صنعت نفت در ایران” از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول مشروحه‌ای است با عنوان “تصدی مقام نخست‌وزیری”، بخش دوم لایحه‌ی دیوان عالی کشورست و بخش سوم “عرض جواب به فرمایشات اعلی‌حضرت همایون شاهنشاه” نام دارد و عبارت است از پاسخ به آن قسمت از مطالب کتاب “ماموریت برای وطنم” که ذکر مصدق در آن‌ها شده است.» کتاب خاطرات و تالمات مصدق، از سوی انتشارات «علمی» منتشر شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.” کتاب خیلی عجیبیه. مصدق مرد بی نظیری بوده و همیشه یکی از بزرگترین آدمهایی بوده که من توی زندگیم بهش اشاره میکردم و به همین سبب لازم بود که به صورت دقیق تری باهاش آشنا بشم و واقعا دارم از خوندن این کتاب لذت میبرم.

با احترام،
پیمان یوسفی
۲۲ جولای سال ۲۰۱۷ میلادی

2 thoughts on “گزارش به آینده

  1. خیلی ممنون از نوشته های بسیار مفیدتون. یک سوال که دارم اینه که ایا سطح ازمون واقعی با ازمون های ازمایشی که تو سایت گذاشتن مشابه یا فرق زیادی دارن؟

    • خواهش میکنم. به اعتقاد و حداقل بر اساس آزمونی که من دادم؛ هیچ تفاوت خاصی در سطح آزمون های آزمایشی و آزمون اصلی وجود نداره و حتی کانسپت سوال ها هم کاملا به هم شبیهن. موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *