چگونگی ایجاد وقفه interruption در صحبت های مخاطبین

اصولا بحث interruption که شاید بشه اون رو به وجود آمدن یا آوردن وقفه موقت در انجام یه کار ترجمه کرد، جزو مواردی هست که هر کسی و خصوصاً هر دانشجویی باهاش دست و پنجه نرم میکنه و سعی میکنه یه جوری بهش فائق بیاد. interruption حالت های مختلفی هم داره و از ۱) دریافت یه ایمیل و پیامک در هنگام خوندن یه مقاله رو شامل میشه تا ۲) تلاش برای اضافه کردن یه کامنت یا پرسیدن یه سوال وقتی که مخاطب شما در حال صحبت کردن هست. به هر حال interruption یه چیز انکار ناپذیره و باید یاد بگیرم که چطور مدیریتش کنیم. خصوصا توی مورد دوم و وقتی به عنوان یه دانشجو وارد کشور آمریکا میشید، باید به خوبی یاد بگیرید که چطور و چه زمانی نکته ی مد نظر خودتون رو در لابلای صحبت های بقیه در جلسات مختلف مطرح کنید.

در این راستا اخیراً یه مطلبی خوندم توی مجله ی Entrepreneur که در همین باب نوشته شده بود. به نظرم جالب رسید که مضمون بخش هایی از اون رو ترجمه کنم تا شاید به درد کسی بخوره. البته مطلب مذکور بیشتر اشاره داره به مورد دوم یعنی تلاش برای اضافه کردن یه نکته یا سوال زمانی که مخاطب شما در حال صحبت کردنه. برای مورد اول که بیشتر مربوط میشه به تمرکز کردن من قبلا در “این” پست به تفصیل در رابطه با نرم افزار خیلی خیلی خوب Forest توضیح داده بودم که معتقدم به شدت میتونه به این افزایش تمرکز کمک کنه.

پژوهشگرها در دانشگاه کالیفرنیا، ارواین (University of California, Irvine) (که یه عالمه از دوستای منم اونجائن!) متوجه شدن که یک فرد به صورت نرمال سه دقیقه و پنج ثانیه وقت صرف میکنه که از یه task به task دیگه جابجا بشه و به صورت نرمال ۱۰.۵ دقیقه وقت صرف میکنه تا از یه پروژه به یک پروژه ی کاملا متفاوت جابجا بشه و خبر بدتر اینکه متوجه شدن که وقتی فرد در حال انجام یه task هست و به هر دلیلی interrupt میشه، به صورت متوسط ۲۰ دقیقه زمان میبره که مجدداً به طور کامل بر روی اون task تمرکز کنه!! (به نظرم همین الان برید به “این” پست و اپلیکیشن Forest رو دانلود کنید!) سایر تحقیقات هم نشون داده که سناریوهای مختلف interruption به شدت بازده ی انجام کارها رو کاهش میده. در این راستا پژوهشگرهای دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University) که اتفاقا عده ای از دوستان منم اونجائن! در یک آزمایش از افرادی که در آزمایش شرکت کرده بودن، خواستن که یه سلسله ای از فعالیت ها رو در کامپیوتر روبروشون انجام بدن. در حالیکه مشغول انجام اون فعالیت های کامپیوتری بودن، هر از چندگاهی، با فعالیت های خیلی ساده و کوتاه دیگه (حدود ۲.۸ ثانیه؛ شاید مثل وقتی که توی صفحه گوشیمون notification ئی دریافت میکنیم که نشون میده برامون پیام اومده! یا مثل وقتی که کامنت کوتاهی رو وسط بحث یه نفر دیگه اضافه میکنیم)، در کار اصلی این افراد وقفه ایجاد میشد. نتایج این تحقیق نشون داد که همین وقفه ها باعث شد که تعداد خطاهای موجود در task هایی که باید انجام میدادن دو برابر شد!!

در نتیجه از این به بعد در جلسات مختلف وقتی خواستید وسط صحبت کسی بپرید، باید در نظر داشته باشید تبعات این وقفه رو بسنجید که آیا این وقفه ارزش این تبعات رو داره یا خیر (طبیعتاً در بسیاری از موارد داره؛ ولی خب در بسیاری از موارد هم نه). فلذا قبلش باید از خودتون بپرسید که آیا قصد دارید:

پیشنهادی بدید که بحث رو بهتر جلو ببرید؟
با استفاده از عنصر طنز به تلطیف فضا کمک کنید؟
از کسی که داره به ناحق در مظان اتهام قرار میگیره دفاع کنید؟
به ددلاینی خاص و لزوم پرداختن به همه امور اشاره کنید؟

یا اینکه دارید:

استرس بحث رو بیشتر میکنید.
وقتی عصبانی و ناراحت هستید بحث میکنید.
افراد رو از نشون دادن نکته ای که تا الان داشتن برای بیانش آماده سازی میکردن، محروم میکنید.

در نتیجه میبینید که مفهوم interruption اونقدری هم که به نظر میومد ساده نیست و نیازمنده به اینه که به درستی بررسی بشه تا نشون داده بشه که فرد به اصول مذاکره واقفه و برای مخاطبش احترام قائله. این جملات یه سری عبارت خوبه که وقتی میخواید لابلای صحبت کسی وارد بشید، خوبه که از اونا استفاده کنید. (طبیعتاً همینارو میشه عیناً به فارسی هم ترجمه و استفاده کرد)

Excuse me; I know you’re trying to [insert goal here], but I want to make sure I’m clear on XXX
 To your point about XXX
What you said earlier struck me as instructive for what we’re talking about now, so XXX

همونطوری که متوجه شدید، توی موارد بالا، عباراتی مثل “میتونم یه سوالی بپرسم؟” (Can I ask you a quick question) دیده نمیشه! دلیلش اینه که استفاده از چنین عبارتهایی اصلا توصیه نمیشه چراکه مشکلی که وجود داره اینه که جمله ای مثل “میتونم یه سوالی بپرسم؟” خودش یه سواله! و مثل این میمونه که بگید قصد دارم برم راه برم و بعد برید راه برید، یا قصد داریم فلان کارو انجام بدم و بعد انجام بدید. به نوعی شما با پرسیدن “میتونم یه سوالی بپرسم؟” مخاطبتون رو در معرض سوالی قرار میدید که حتی ۱ درصد هم این شانس رو نداره که قبول نکنه چون به هر حال شما بلافاصله قراره سوالتون رو بپرسید. در نتیجه یا با یه جمله اولیه مناسب سوالتون رو بپرسید یا مستقیم سوال رو بپرسید و از “میتونم یه سوالی بپرسم؟” استفاده نکنید.

نکته اینه که باید آگاهانه در صحبت بقیه وقفه وارد کنید، باید تمامی تبعاتش رو در نظر بگیرید و بدونید که با این کار شما عملا مخاطب رو از مسیری که در حال طی کردنشه منحرف میکنید و بسنجید که آیا واقعا ارزشش رو داره یا خیر. در نتیجه باید به طور کامل به بحث توجه کنید و به نوعی محیط بحث رو بخونید! به این معنی که به ریتم بحث توجه کنید، همونطوری که وقتی به یه موزیک گوش میدید میتونید بیت های بالا و پایینشو درک کنید، در یک بحث هم میتونید این رو درک کنید و از این طریق میتونید متوجه بشید که بهترین زمان برای ایجاد وقفه ای که کمترین تاثیر مخرب رو داشته باشه، چه زمانیه.

اصول بحث کردن برای همه افراد و خصوصا دانشجوها از اهمیت خیلی زیادی برخورداره و فرقی نمیکنه که به چه زبانی صحبت میکنیم، باید یاد بگیریم که در مباحثات به خوبی شرکت کنیم و باعث بهبود روند بحث بشیم. در این راستا امیدوارم این مطلب به درد کسی بخوره و سعی میکنم در آینده بیشتر در این باب بنویسم.

با احترام،
پیمان یوسفی
۳ جولای سال ۲۰۱۷ میلادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *