تکریم دانش و دانشجو!

یکی از مواردی که افرادی که وارد دانشگاههای خارج از ایران میشن، به راحتی اون رو درک میکنن، توجه خیلی زیادی هست که سیستم های دانشگاهی به دانشجوهای خودشون میکنن. البته طبیعتاً برای این جمله میشه استثناهای خیلی زیادی هم پیدا کرد ولی به صورت کلی به زعم من، به راحتی میشه این رو دید که تمامی سیستم دانشگاه اعم از کارمندان و اساتید و … در نهایت منتهی میشن به برقرار کردن شرایط مناسبی برای رشد علمی دانشجوها. در این راستا نمیخوام آدم بی انصافی باشم و این سیستم رو با ایران مقایسه کنم چراکه با وجود اینکه افراد عزیز و کار راه بنداز خیلی خیلی زیادی در سیستم های دانشگاهی ایران وجود دارن، اما متاسفانه کلیت سیستم لزوماً به منظور بهبود شرایط دانشجو طراحی نشده یا حداقل طراحی شده ولی بر اساس طراحی عمل نمیکنه. حالا طبیعتاً اگر بخوام سفره ی دلم رو باز کنم و عذاب هایی رو که توی روزای آخر تحمل کردم برای خروج کشور تعریف کنم، میتونم به راحتی تا یکی دو ساعت فقط تایپ کنم اما خب حقیقت اینه که هر کسی که این متن رو میخونه کم و بیش چنین تجربیات مشترکی داشته و در نتیجه پرداختن مجدد به این امر صرفاً موجب اطناب سخن میشه!

در راستای همین شرایط مطلوبی که دانشگاههای آمریکا سعی میکنن برای دانشجوهای خودشون به وجود بیارن، دیروز برای من یه اتفاق خیلی خیلی جذاب افتاد که انصافاً من تا همین الان هم نتونستم اون رو هضم کنم و فکر کنم این بخاطر پیش زمینه هایی هست که از ایران دارم و خیلی کلاً توقع آن چنانی ای از سیستم ندارم  و فکر کنم ناخواسته یاد گرفتم یا بهم فهمونده شده که همینکه سیستم داره اذیتت نمیکنه باید راضی باشی!

حالا به هر حال، ماجرا از این قرار بود که با اینکه من اکثر اوقات در روز رو در آزمایشگاه هستم و خیلی کم به آفیسم که روبروی آزمایشگاهمون هست، سر میزنم و پشت سیستمی که برام تهیه شده میشینم، اما در همین اوقات اندک هم یه مشکلی بود که به سبب خیلی بزرگ بودنش من باهاش کنار اومده بودم و اون رو غیر قابل حل میدونستم و اون مشکل، صدای زیر و نویزی بود که توسط یکی از ابزارهای تهویه ساختمون که در سقف آفیس من واقع شده، تولید میشد. آزمایشگاه و آفیس من توی یکی از بزرگترین ساختمون های دانشگاه پردو واقع شده و من هم این حقیقت رو پذیرفته بودم که باید با این نویز (با وجود اینکه انصافاً اونقدری هم زیاد نبود) که عملا حاصل کار طبیعی او سیستم بوده و نشان دهنده ی خراب بودنش نیست، کنار بیام. تصویری از میز من و دوستای خوبم:

اما چند روز پیش، به سبب اعصاب خیلی خوردی که از یه سری اتفاق ها و تعلل های اداری توی ایران داشتم، اومدم توی آفیسم و حس کردم نویز مذکور خیلی بی دلیل داره بیش از حد اذیتم میکنه. اتفاقات مذکور توی ایران هم برای هممون آشناست و چیزی نبود جز اینکه بعد از حدود یک ماه درخواست مجوز برای انجام یک پروژه ی محیط زیستی خیریه، نه تنها خبری به ما داده نشده بلکه هیچ راه پیگیری ای هم تعبیه نکردن که ما بتونیم کارها رو جلو ببریم در حالیکه در هنگام ثبت درخواست به ما گفته شد که در ۱۰ روز به شما خبر داده میشه! به هر حال، ایمیل مسئول نگهداری ساختمون (اینجا توی پردو، هر ساختمون یک تیم نگهداری و ترمیم دارن) رو پیدا کردم و در ایمیلم با عرض شرمندگی، به صدای مذکور اشاره کردم و حتی توی ایمیلم نوشتم که میدونم که این صدا ناشی از مشکل خاصی نیست و صرفاً صدای طبیعی این سیستم هست ولی خب داره اذیتم میکنه و شاید بشه حداقل کمش کرد!

روز بعد ایمیلی از ایشون دریافت کردم که با کلی معذرت خواهی، بهم گفت که حتما یه نفر رو میفرسته که بررسی کنه و دیروز یه گروهی برای بررسی درخواست یه دانشجوی خارجی اومدن و سیستم تهویه ی مذکور رو چک کردن و نتیجه ی این موضوع برای من خیلی جالب بود چراکه به من گفته شد که سیستم مشکل خاصی نداره اما قبول داریم که صدای حاصل از اون برای محیط کاری مناسب نیست و برای اینکه این صدا داره بازده ی علمی تو رو کم میکنه، ما امروز سفارش میدیم و کل دستگاههای این قسمت رو عوض میکنیم به زودی!!! این یعنی بیشتر از چندین هزار دلار خرج صرفاً برای درخواست یک دانشجو که شکایتی هم از امور نداشته و صرفاً میخواسته ببینه که آیا این امکان وجود داره که شرایط بهتر بشه یا خیر!

و این امکان وجود داشت!

با احترام،
پیمان یوسفی
۲۵ مِی سال ۲۰۱۷ میلادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *