یادداشتی بر کتاب “گفتگو در تهران” از سید مهدی موسوی

فرق زیادی نداریم! فقط ما حماقت رو انتخاب کردیم به جای اینکه انتخاب بشیم. که می دونیم اگه چشامونو وا کنیم چه حجم عظیمی از گند و گه دنیا رو فرا گرفته. واسه همین چشامونو می بندیم و سعی می کنیم احمق خوبی باشیم. فرق ما اینه که نمی تونیم حتّی احمقای خوبی باشیم. کافیه قرص و مشروب و کوفت و زهرمارمون کم بشه یه دفه واقعیّت آوار میشه رو سرمون. یه دفه وسط عروسی می زنیم زیر گریه. یه دفه با مشت می کوبیم توی شیشه ی خونه مون و حتّی نمی فهمیم چرا همه جا رو خون برداشته. ما حتّی توی احمق بودنم خوب نیستیم…

(گفتگو در تهران، سید مهدی موسوی)

(در این نوشته، قصد من این بوده که صرفاً به معرفی و نگارش یادداشتی بر رمان “گفتگو در تهران” از سید مهدی موسوی بپردازم؛ این نوشته صرفاً یک یادداشت شخصی محسوب میشه و نباید اون رو به عنوان نقد و من رو به عنوان منتقد در نظر گرفت. در این راستا تمامی تلاش خودم رو به کار بستم که این کار رو بدون لو دادن محتوای داستان انجام بدم، فلذا دوستانی که هنوز مطالعه ی کتاب رو آغاز نکردن، با خوندن این متن متضرر نخواهند شد.)

بدون شک کمتر کسی هست که تا به حال به هر دلیلی! اسم سید مهدی موسوی و فاطمه اختصاری رو نشنیده باشه یا شعری از این دو نفر نخونده باشه چراکه فارغ از شهرت بالای این دو شاعر برجسته در ادبیات فعلی کشور، در سال های اخیر و به سبب اتفاقات تلخی که برای این عزیزان به وجود اومد، متاسفانه در سطر اول بسیاری از اخبار روزمره ی فضاهای مجازی کشور قرار گرفتن و در نهایت ناچار به ترک وطن خودشون شدن. اما خوشبختانه این دو نفر، به خوبی با این اتفاق واقعاً غمگین، کنار اومدن و ثابت کردن که هنوز هم در همون سطح بالای ادبی قرار دارن و چه بسا این آزادی نسبی در بحث بیان دیدگاهها در نوشتار، بهشون کمک کرده که فضاهای جدیدتری رو تجربه کنن و این امر رو میشه به وضوح در آثار آخرشون که من امروز به توصیف و معرفی یکی از اون ها خواهم پرداخت، دید.

مهدی موسوی رو اهل ادبیات، طلایه دار جریان غزل پست مدرن میدونن، جریانی که به بسیاری از نگاههای سنتی در ادبیات کهن پشت پا زده و البته با حفظ المان های مثبت مکاتب گذشته، اقدام کرده به تجربه ی فضاهای جدیدی از ادبیات، جریانی که ارزش بالایی برای “مخاطب فهیم” قائله و تمامی قضاوت ها و تصمیم ها رو به عهده ی مخاطبین خودشون میذاره و خودش صرفاً به بی طرفانه ترین و خاکستری ترین حالت ممکن به توصیف اتفاق ها میپردازه. در توصیف جریان پست مدرن که شاید بشه اون رو در گروه جریان های پسانوگرا (که مفاهیمی مثل ساختارشکنی، معناگریزی، نگاه متفاوت، چند صدایی، جدال با سنت، به چالش کشیدن افکار کهن، به کار بردن الفاظ عامه و تکیه کلام‌های چند زبانی، فقدان نظم مرکز محور، رشد غیر خطی، ساختار نامتمرکز، عدم توازن، عدم قطعیت، ذهن گرایی ، ایهام، انتزاع ، تکرار و تسلسل، دو پهلویی و جریان سیال ذهن از شاخصه های اون به شمار میره) هم دسته بندیش کرد، خوندن مقاله های سید مهدی موسوی و البته کتاب «مدرنیزم و پست مدرنیزم در غزل امروز ایران» از محمود طیّب، شاعر، پژوهشگر و استاد دانشگاه، رو به شدت پیشنهاد میکنم.

طبیعتاً همین موضوعات از قبیل معناگریزی، شکستن فرم، جدال با سنت، گسست روایت، چندصدایی بودن، مرگ مؤلف، طنز و ریشخند و سایر مفاهیم این چنینی در ادبیات پست مدرن باعث میشه که بخش زیادی از مخاطبین امروزی ادبیات که متاسفانه عادت کردن به “شعرگونه های هرجایی” در فضاهای مجازی و شخصاً با مطالعه ی درست فاصله دارن، در بسیاری از موارد نتونن با جریان پست مدرن ارتباط برقرار کنن درحالیکه به اعتقاد من این جریان رو میشه حتی غالب ترین فضای فکری ممکن در سیستم زندگی جامعه ی کنونی ایران هم دونست.

با اینکه که در ایران من خودم سالها ارتباط نزدیکی با سید مهدی موسوی و فاطمه اختصاری داشتم و ازشون ادبیات یاد گرفتم و هنوز هم از ارادت من به مهدی و فاطمه حتی سر سوزنی کم نشده، در این متن سعی میکنم به صورت کاملا بی طرف و از نگاه یک خواننده ی دارای اندکی دانش فرامتنی، به معرفی کتاب آخر سید مهدی موسوی، یعنی «گفتگو در تهران» بپردازم که در این پست در موردش توضیحات اندکی داده بودم و راههای تهیه ی اون رو در اختیار افراد داخل و خارج ایران قرار داده بودم.

قبل از هر چیزی باید اشاره کنم که من دارم به معرفی کتابی میپردازم که توسط فردی نوشته شده که همونطوری که گفتم، سردمدار جریانی از ادبیات معاصر ایران هست که لزوماً سلیس الفهم نیست و سرشار هست از فضاسازی ها و ارجاعات برون متنی، در نتیجه در بسیاری از موارد حتی نمیشه این آثار رو با آثار دیگه ی ادبی حال حاضر در فضای ادبی کشور حتی مقایسه کرد. به این نکته از این دیدگاه اشاره کردم که با اینکه اصولاً مفهوم مقایسه در ادبیات و هنر، فاقد ارزش ساختاری هست و تمامی نوشته های ادبی و آثار هنری هدفی جز تعالی انسان و جامعه ندارن و نمیشه اون ها رو مثل مسابقه ی دو میدانی! با هم مقایسه و رتبه بندی کرد، اما توجه به پیش فرض هایی که برای خوندن یک اثر خواهد شد بدون شک در برخورد ما نسبت به اون تاثیر خواهد گذاشت.

کتاب “گفتگو در تهران” به نوعی یادگار کتابی با همین اسم هست که مهدی موسوی اون رو در ایران نوشته بود و بعد از حوادث مذکور برای ایشون، متاسفانه تمامی کتاب رو از دست داد و بعد از ترک ایران، به نگارش مجدد ولی با تغییرات اساسی در ساختار کلی اون پرداخت. اسم کتاب طبیعتاً اشاره ای داره به کتاب “گفتگو در کاتدرال” از ماریو بارگاس یوسا نویسنده ی اهل پرو که بسیاری دیگه از کتاب های ایشون هم در حال حاضر به زبان فارسی ترجمه شدن که “سالهای سگی” به ترجمه ی احمد گلشیری شاید یکی از مهمترین اونها باشه، اما با وجود اینکه در ابتدای کتاب “گفتگو در تهران” هم به این شباهتِ اسمی اشاره میشه، ساختار کتاب در فرم و محتوا هیچ شباهتی به اون رمان نداره و نباید این دو رو با هم در نظر گرفت. به نظر من هنوز هم میشه گفتگو در تهران رو در دسته بندی ادبیات “پست مدرن” قرار داد با اینکه شاید سید مهدی موسوی لزوماً اعتقادی به قرار دادن کتابش در هیچ دسته بندی ای نداشته باشه، اما بخش قابل توجهی از عناصر اصلی ادبیات پست مدرن از قبیل ساختار غیرخطی، چند صدایی بودن، نگاه بی طرف، شخصیت های خاکستری، ارجاعات برون متنی و … در این کتاب هم به چشم میخوره. همه ی این ها به این معنی خواهد بود که مخاطبین این کتاب، خواسته یا ناخواسته به دو گروه عمده تقسیم خواهند شد. گروهی که صرفاً از ظاهر جذاب یک رمان سیاسی، اجتماعی و عاشقانه لذت خواهند برد (و شاید هم در موارد بسیاری به سبب همون پیچیدگی ها حتی دچار سردرگمی بشن) و گروه دیگری که به مطالعه دقیق تر تکنیک های به کار رفته میپردازن و اون وقته که با مفاهیم گسترده تر و خصوصاً ساختار های عجیب تری از کتاب آشنا میشن.

من کتاب رو از طریق “این” لینک از وب سایت آمازون به قیمت ۱۴.۵ دلار خریدم، در حالیکه افردی که در ایران هستن میتونن هم از طریق کانال تلگرام سید مهدی موسوی و هم از طریق “این” لینک به دانلود این اثر بپردازن (طبیعتاً چون خود ایشون اجازه ی دانلود اثرشون رو به دیگران دادن، من لینک دانلود رو اینجا قرار دادم ولی خب اگر فردی هست که میتونه کتاب رو به صورت رسمی تهیه کنه، چه بهتر که اینکار رو انجام بده و با این کار هم به ادبیات کمک کرده باشه و هم خودش از داشتن نسخه ی اصلی کتاب لذت ببره). من خودم خوندن کتاب در قالب PDF رو به صورت کلی به کسی توصیه نمیکنم چراکه فارغ از لذتی که در لمس صفحات کتاب در هنگام مطالعه وجود داره، در مثال خاصِ کتاب گفتگو در تهران، به سبب ساختار غیر خطی کتاب، خواننده ناچار به مطالعه ی دقیق فصول اولیه ی کتاب (کتاب در کل دارای ۹۳ فصل نسبتاً کوتاه هست)ُ و در مواردی هم بازگشتن و دوباره خوندن این فصول خواهد بود، در نتیجه در حالت PDF این احتمال میره که فرد از برگشتن و دوباره خوندن بعضی از فصول ابا داشته باشه که این بدون شک ایشون رو از تجربه ی کامل لذت فهم کتاب محروم میکنه.

کتاب سرنوشت زندگی ۱۳ نفر در تهران هست (که البته اسامی و شخصیت های فرعی دیگه ای هم در کتاب دیده میشه ولی این ۱۳ نفر (و از نگاه من ۱۴ نفر) و داستان زندگی و ارتباطات اون ها مهمترین بخش کتاب رو ترجیح میدن) ولی همونطوری که در توصیف کتاب هم بهش اشاره میشه، این شخصیت ها در یک ترتیب زمانی و مکانی خاص و مشخص، معرفی نمیشن و فضای غیرخطی زمانی و مکانی در کل رمان حاکمه. در این راستا، توصیه ی اکیدی که قبل از خوندن کتاب به خودم شد رو به شما هم میکنم و ازتون میخوام با خوندن کتاب و ادامه دادنش، و خصوصا در  ۴۰  صفحه ی اول کتاب، “حتما” در حاشیه کتاب (یا هر فضای دیگه ای) یادداشت هایی در رابطه با خصوصیات اخلاقی و رفتاری شخصیت های داستان بنویسید، در رابطه با کارهایی که کردن، عقایدشون، تکیه کلام ها (چیزهایی مثل “پروفیسور”، “فیلان فیلان”، “میزنگم”، “به خدایی” و …) این بدون شک در انتهای داستان کمک به سزایی به شما خواهد کرد.

شخصیت پردازی کتاب و ارتباطات بین افراد، فارغ از اینکه میتونه نمایانگر بخشی از جامعه ی کنونی ایران هم باشه، در بعضی موارد آغشته ست به ارجاعات برون متنی (مثل اشاره به اسامی رمان هایی که بدون شک بی دلیل به اون ها اشاره نشده و تک تک این این رمان ها ارتباط تنگاتنگی با شخصیت های کتاب که اون ها رو میخونن دارن) و در مواردی هم شاید بشه نظرات و تجربه های شخصی سید مهدی موسوی رو از زبان بعضی از شخصیت ها شنید.

هر کدوم از شخصیت های اصلی کتاب پیشنیه و خصوصیات متفاوتی دارن که کنار هم قرار گرفتنشون و تضادهای شخصیتی و اعتقادی و فکری اون ها در بسیاری از جاهای کتاب توی چشم میزنه و برای صرفاً نشون دادن پیچیدگی روابط بین شخصیت ها، میتونید به عکس پایین نگاه کنید که در اون سعی کردم تا جایی که میتونم و متوجه شدم، روابط شخصیت ها رو از دیدگاههای مختلفی مثل دوست، زن و شوهر، تمایلات آشکار و پنهانی، پدر و مادر و فرزند، روابط گذشته و … نشون بدم و ازش استفاده میکنم برای تاکید بر روی توجه دقیق به شخصیت ها و خصوصیات اونها در روند داستان که البته با اینکه این عکس لزوماً به لو رفتن فضای داستان کمک نخواهد کرد، اما اگه قصد خوندن کتاب رو دارید خیلی با دقت به عکس توجه نکنید و همینکه میزان پیچیدگی فضا رو درک کنید کافیه.

شخصیت های داستان، ابعاد مختلفی رو شامل میشن و در بسیاری از موارد ما با گذشته ی اون ها هم آشنا میشیم و این باعث میشه رفتارهاشون بیشتر قابل درک به نظر برسه. ژانرهای مختلف شخصیتی از انسان های مذهبی، نویسنده ها، اقشار متوسط، انسان های سطحی نگر و … در بین نویسنده ها به چشم میخورن که من به توصیف اونها نخواهم پرداخت چراکه خطر لوث شدن داستان وجود خواهد داشت، اما دوستانی که این کتاب رو خوندن، میتونن به این نقد از خانم شلمانی رجوع کنن و با شخصیت شناسی بیشتر این کتاب آشنا بشن. به نظر میرسه ایشون در حال نگارش نقد های دقیق تری هم بر روی این کتاب هستن که بدون شک من هم منتظرم که اون ها رو میخونم و با زوایای جدیدتری از کتاب آشنا بشم.

مهدی موسوی در اشعارش هم به این چند شخصیت و چند صدایی بودن و شبه دایره ای بودن فرم روایی داستان، اشاره های زیادی کرده و به اعتقاد من این کتاب به ایشون این فرصت رو داده که از قید و بند وزن و قافیه خارج بشه و به طور کامل تری به شخصیت پردازی و گفتگو های افراد بپردازه. البته کتاب دارای شخصیت دانای کل هم هست ولی بخش عمده ای از اتفاق ها از زبان شخصیت ها و در دیالوگ های بین اون ها تعریف میشن. در کل برای من که علاقه ی زیادی به آثار ادبی مهدی موسوی دارم، خوندن این کتاب تجربه ی بسیار بی نظیری بود اما در عین حال این رو هم میدونم که اگه یه روز بخوام به یه نفری که کتابخون حرفه ای نیست، کتابی پیشنهاد بدم برای خوندن، برای انتخاب گفتگو در تهران، حسابی فکر میکنم و بعد تصمیم میگیرم که این کار رو بکنم یا نه که البته در دیدگاه من این نشان دهنده ی حسن این کتاب هست چراکه من همین برخورد رو در فضای سینما و معرفی فیلم های David Lynch هم دارم و این به خوبی بیان کننده ی سطح بالای کار هست.

امیدوارم که این یادداشت، معرفی خوبی برای این کتاب بوده باشه و شما علاقه مند بشید برای خوندن و تجربه کردنش.

با احترام،
پیمان یوسفی
۲۷ آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی

5 thoughts on “یادداشتی بر کتاب “گفتگو در تهران” از سید مهدی موسوی

  1. منظورمو نوشته اش بود…..این داستان آقای موسوی جذبم نکرد.خیلی اکسجوریت شده بود

    • به هر حال نظرات مختلفی در رابطه با این کتاب بوجود داره، طبیعتاً با توجه به سابقه ی خیلی زیاد ایشون در نگارش شعر و داستان، شاید با “آماتور” بودنش موافق نباشم ولی در اینکه لزوماً باب میل تمامی افراد نیست، کاملا با شما موافقم. کتاب نقاط ضعف و قوت زیادی داره که بسته به نظر افراد میشه بهشون اشاره کرد. فضای داستان و خصوصاً شخصیت پردازی های اون، موردی بود که باعث شد من این یادداشت رو بر اون کتاب بنویسم چون عملاً بعد از خوندن این کتاب، به معنی واقعی کلمه حس کردم که خودم سالها با خیلی از شخصیت های این کتاب توی ایران زندگی کردم و خب این برای منی که معمولا زیاد کتاب میخونم، زیاد اتفاق نمیافته.
      به هر حال خوشحالم که نظرتون رو اینجا یادداشت کردید و اگر به سبب این متن، این کتاب رو خوندید و الان معتقدید که عملا ارزشش رو نداشته، من از حضور شما عذرخواهی میکنم.
      موفق باشید.
      پیمان

  2. ضمن تبریک به دکتر موسوی جهت گرد اوری رمان و خسته نباشید به شما اقای یوسفی جهت نقد رمان میخواستم احساسم بعنوان خواننده رمان بگم.
    رمان فوق العاده مدرن و حس و تجربه متفاوتی رو منتقل میکرد به ادم نسبت به بقیه رمان های ایرانی و تجربه های و کنش های بعضا سیاسی و هنری که احتمالا مورد تجربه اکثر رفقای داخل کشور بوده بحث اروتیک رمانه که تو رمان های ایرانی کمیابه.
    خودم به شخصه معتقدم جز پست مدرن ابزاری جهت گفته شدن یا اسان تر انتقال مفاهیم از سویه هنر وجود ندار.با تشکر

  3. واقعا خاص و جذاب بود و بعد خوندنش منی که هرروز کتاب و رمان میخونم سه هفته سمت هیچ کتابی نرفتم اونقدر که ذهنم درگیرش و بود و کارای دیگه جذبم نمیکنه،اگر مثل این رمان خاص سراغ دارین لطفا معرفی کنید؟.عام پسند نیست و هرکسی نمیتونه باهاش ارتباط برقرار بکنه بنظرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *