آشپزی

این اواخر که داشتم میومدم آمریکا، خانواده خیلی نگران وضعیت تغذیه من در آمریکا بودن و البته حق هم داشتن چراکه خب من توی سال های آخر حضورم در ایران، اصلا فرصت آشپزی نداشتم که حالا بخوام تلاش کنم و یاد بگیرم. البته یه چیزایی بلد بودم ولی خب نه در حدی که بخواد اینجا کمکم کنه. در نتیجه با تجربه ای بسیار اندک در آشپزی، قدم در راه بی برگشت گذاشتیم و رسیدیم به آمریکا!

خب طبیعتاً روزهای اول که به لطف امیر (که من برای همیشه مدیونش هستم و خواهم موند چراکه حتی همین الان هم مثل روزهای اولی که اومده بودم، هوای منو داره و میدونم که میتونم روش حساب کنم و امیدوارم فرصتی پیش بیاد که بتونم جبران کنم براش) و تور آشنایی با شهر که خب شامل رستوران های اون هم میشد، بحث آشپزی مطرح نبود. اما خب کم کم و با شروع مراحل اولیه خرید مایحتاج زندگی، زمزمه هایی از تئوری آشپزی در خونه به گوش میرسید که من هم البته سعی میکردم نشنیده بگیرم! اما خب اتفاقی که نباید میافتاد، افتاد و من موندم و مواجهه با دیو آشپزی!

ولی چیزی که اصلا انتظارش رو نداشتم این بود که نه تنها من مشکلی با آشپزی نداشته باشم، بلکه در بعضی موارد و غذاها چه بسا اینجا صاحب سبک هم بشم! این واقعا خبر خیلی خوبی بود برای من چراکه اصولا علاقه ی زیادی به غذاهای بیرون ندارم و نمیتونم بیشتر از بحث تنوع، بهشون فکر کنم. یکی از چیزهایی که به من کمک زیادی کرد پلوپز بود که واقعا اگه من یه روزی مخترعش رو ببینم، بدون شک پیش پاش زانوی تلمذ بر زمین میکوبم و تا همیشه مرید مکتبش میشم!. و یک چیز دیگه ای که به شدت تونست به کارم بیاد نگاه کردن و خوندن فیلم ها و متون آموزش آشپزی بود که واقعا کار رو برای من آسون تر کردن. البته این اصلا به این معنی نیست که الان آشپزی خوبی دارم. صرفاً الان به مرحله ای رسیدم که میتونم زنده بمونم! که همینش هم سزاوار ستایشه به نظر من!

اینجا عکس بعضی از غذاهایی که توسط تیم ما طراحی و اجرا شده! رو میذارم تا بلکه سالها بعد بیام ببینمشون یه خورده تجدید خاطره کنم، البته بخشی از این غذاها توسط من تهیه نشده ولی خب من در روند تهیه ش حضور موثری داشتم (همینجا یادم باشه که اگه سال ها بعد اومدم و این متن رو خوندم، ماجرای سوسیس بندری نیما رو به خودم و به نیما یادآوری کنم و بدون شک خیلی بهش خواهیم خندید!) :

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

خلاصه که فارغ از اینکه اینجا رستوران های خیلی زیادی وجود داره و اصولا قیمت غذای رستوران ها با در نظر گرفتن میزان حقوق دریافتی افراد، به نسبت ارزون تر از قیمت غذا توی ایران هست و خیلی ها اینجا بخش زیادی از غذاهای روزانه ی خودشون رو در رستوران ها صرف میکنن، تهیه ی غذا توی خونه طبیعتاً مزایای خاص خودش رو داره (و البته معایب خاص خودش).

برای خالی نبودن عریضه، چند وقت پیش یه سری عکس خیلی خوب از دانشگاه پردو پیدا کردم و قصد داشتم توی دسته بندی “دانشجویان جدید الورود پردو” بذارمش که نشد، در نتیجه اینجا میذارم که داشته باشیمش:

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

دم عیده و بچه های توی ایران حسابی سرشون شلوغه و خیلی سخت میشه گیرشون آورد، البته این پست قرار بوده به آشپزی بپردازه، در نتیجه بعداً میام در مورد عید مینویسم!

با احترام،
پیمان یوسفی
۱۴ مارس سال ۲۰۱۷ میلادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *