حقوق شهروندی

چند وقت پیش توی یکی از جشن های دانشگاه پردو که شامل آواز و سخنرانی و قسمت های مختلف دیگه ای میشد شرکت کرده بودم که یه مساله ای خیلی نظر من رو جلب کرد و همین بهانه ای شد که در مورد این مساله یه چیزای کوچولویی بنویسم. توی اون مراسم و وقتی که افراد در حال آواز خوندن، سخنرانی و یا حتی تئاتر بودن، کنار سِن و در گوشه صحنه، یه خانم پیر که چهره ی خیلی مهربونی هم داشت، همزمان مشغول توضیح دادن مطالب برای فرد ناشنوایی بود که در ردیف اول نشسته بود. البته من در ابتدا متوجه این قضیه نشدم و حتی متوجه نشدم که این خانم در حال ترجمه همزمان برای یک فرد ناشنواست، اما وقتی از دوستم پرسیدم و اون گفت حتما توی این مراسم عده ای ناشنوا وجود دارن و بخاطر اون ها ایشون در حال ترجمه هستن، باور کنید انقدر متاثر شدم و به اون خانم حسودیم شد که باعث شد خیلی به فکر فرو برم. خصوصاً زمانی که متوجه شدم که همه این تدارک ها صرفاً برای یک نفر انسان بیشتر نبوده و چقدر توی ایران این “یک نفر” انسان ها بعضی وقت ها مظلوم واقع میشن.

کشور آمریکا توجه خیلی ویژه ای داره به معلولین و لزوم برابری اجتماعی این عزیزان با سایر افراد جامعه. توی امریکا تقریبا تمام اماکن عمومی ای که برای یک فرد عادی در دسترس هست، برای یک فرد معلول هم قابل دسترسی هست و این عزیزان هم میتونن به نحوی از اون استفاده کنن. حتی تمامی اتوبوس ها و وسایل نقلیه عمومی هم به طرق مختلف “باید” شرایطی رو فراهم کنن که یک فرد معلول هم بتونه ازشون استفاده کنه.
جناب محمد رضا اعلم، توی وبلاگ خودشون اشاره جالبی به این قضیه دارن که من عین عبارت ایشون رو اینجا کپی میکنم:

“جاهای عمومی مثل مراکز ورزشی (Gym) هم حتما محل تعویض لباس و دوش مخصوص معلولین را دارند. ولی چیزی که بیشتر از همه‌چیز توجه ملت رو جلب می‌کنه محل‌های پارکینگ مخصوص معلولین هست. یکی از بزرگترین معضلات در ایالات متحده یافتن جای پارکینگ قانونی است. هرچند جای پارکینگ غیرقانونی زیاد پیدا می‌شه ولی نتایج پارک غیر‌قانونی که همانا tow شدن ماشین توسط کمپانی‌ مربوطه و پرداخت حداقل ۱۰۰ دلار خشکه (در ایالت عزیز ما) و به ازای هر روز ۲۰ دلار هزینه‌ی نگهداری! است بعلاوه جریمه و بالا رفتن بیمه (insurance)، باعث می‌شه که حتی خیال پارک کردن در جای غیر قانونی به ذهن آمریکایی که سهله، ایرانیش هم خطور نکنه. جالبیش اینه که عزیزان کمپانی tow کننده هیچ ربطی به پلیس ندارند و پلیس برای tow کردن هر ماشین یه مقدار پول بهشون می‌ده. اینه که این‌ها هم منتظرند یه بیچاره‌ای یه ثانیه موتور ماشینش رو یه جای غیرقانونی خاموش کنه تا این ماشینش رو ببرند. حالا توی این قحطی پارکینگ یه دفعه می‌بینی سه-چهار جای پارکینگ برای عزیزان معلولخالیست! این محل‌های مخصوص با آرم مخصوصی مشخص می‌شوند و ماشینی که در این مکان پارک می‌کنه یا باید پلاک ماشینش این رو نوشته باشه یا کارت مخصوص شخص معلول را به همراه داشته باشد. البته توجه دارید که این چیزها توی ایران خیلی کار نمی‌کنه، چون از فرداش بازار سیاه کارت معلولین راه می‌افته و ملت همه دوتا ماشین می‌خرند که یکیش پلاک معلول داره و یکیش نداره و امثالهم.”

وبلاگ ایشون رو که به شخصه معتقدم باعث افتخار ایران و ایرانی هستن میتونید در “اینجا” دنبال کنید.

خلاصه در کشور آمریکا واقعا “معلولیت محدودیت نیست” و این عزیزان میتونن به راحتی از حقوق برابر شهروندی خودشون استفاده کنن. من نمیخوام در این زمینه در مورد ایران صحبت کنم چراکه موضوع مبرهنی هست و پرداختنش بهش در نهایت به یه “حیف…” منجر میشه و یه خورده سکوت و بعد هم فراموشی. ولی حداقل وقتی اومدم اینجا، اینو یاد گرفتم که اگر ملاک اجر و قرب انسان ها “انسانیت” باشه، ما توی بسیاری از مسائل خیلی خیلی کار داریم تا بتونیم برسیم به بقیه دنیا و به نوعی انسان بهتری بشیم.

متاسفانه ما ها در بسیاری از مسائلی که غرب رو به سبب اون مسائل سرزنش میکنیم، خودمون ید طولاتری داریم و وقتی از اون فضا خارج میشیم تازه میتونیم این امور رو درک کنیم و بفهمیم چقدر بعضی وقتها بی دلیل دروغ میگیم، سر هم کلاه میذاریم، همدیگه رو قضاوت میکنیم، چشم و هم چشمی داریم و خلاصه بلد نیستیم از زندگی آروم توام با صلح لذت ببریم.

اما خب شاید هر کدوممون باید از خودمون شروع کنیم و این طرز فکر رو به اطرافیان خودمون منتقل کنیم. تا اون روز امیدوارم جهان رو به سوی صلح بره و مردم سرزمین های مختلف در کنار هم و بدون قضاوت های بی دلیل، زندگی و به پیشرفت نژاد بشر کمک کنن…

با احترام،

پیمان یوسفی

۱۶ ژانویه سال ۲۰۱۷ میلادی

3 thoughts on “حقوق شهروندی

  1. چه قدر جالب! بعد از برخوردهای خیلی خوب مردم که اولین چیزی بود که کاملا ملموس بود، دومین چیزی که اینجا به نظرم متفاوت اومد همین بحث توجه به معلولان و افراد به اصطلاح کم توان بود،دقیقا همین بحث پارکینگ!:دی، وقتی دیدم اولین و دردسترس ترین فضاهای پارک همیشه به این افراد اختصاص داره و اینکه چه هزینه بالای بازدارنده ای به عنوان جریمه برای پارک تو این فضاها در نظر گرفته شده، و برخلاف ایران چه قدر به نیازهای این قشر توجه میشه و دقیقا همین جمله که معلولیت، محدودیت نیست برام عینیت پیدا کرد
    آقااا راستی! همون قالب قبلی بهتررررر بودا:دی، فونت و فرمت و ….

      • آره خداییش عالی شد و هیچ خرده ای دیگه وارد نیست، ولی دلمون خوب برای لوگوی “میتی کمانیش” تنگ میشه:d ;)… فقط یک پیشنهاد اینکه شاید اگر اون “طبقه بندی های ماهیانه ای” که قبلا داشت رو بشه به سمت چپ اضافه کرد و این رنگ سیه چردگیش:دی رو هم یکم فازی تر ببینیم و بریم سمت خاکستری دیگه ایده آل ایده ال باشه. در هرحال اینا فقط پیشنهاد بود و مهم همون محتوی ست:)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *