معماری و نما

purdue2015-25

این ساختمون که اسمش هست University Hall قدیمی ترین ساختمون دانشگاه پردو و یکی از ۶ ساختمونی هست که با تاسیس دانشگاه پردو ساخته شده. به نوعی شروع فرایند ساختنش برمی گرده به سال ۱۸۷۴ و البته در سال ۱۹۶۱ ترمیم شده و در حال حاضر دپارتمان تاریخ در این ساختمون قرار داره. نکته جالب در مورد این ساختمون اینه که توی دانشگاه پردو، هیچ ساختمون دیگه ای حق نداره از این ساختمون ارتفاع بیشتری داشته باشه! و در صورتی که ساختمونی این قانون رو نقض کنه (مثل ساختمون دپارتمان ریاضی) کد پستی متفاوتی نسبت به سایر ساختمون های دانشگاه پردو خواهد داشت. ضمناً جناب John Purdue، موسس دانشگاه پردو، هم وصیت کردن که بعد از مرگشون، جسدشون روبروی این ساختمون دفن بشه که همین اتفاق هم افتاده و اینجا میتونید تصویر مجسمه ای که به احترام ایشون ساخته شده رو ببنید:

9405969134_8b65e52a1e_b

مجسمه ایشون روبروی University Hall نماد خیلی معروفی از دانشگاه پردو هست و تقریبا کمتر دانشجویی توی این دانشگاه هست که کنار جناب Purdue ننشسته باشه! و عکس نگرفته باشه که خب منم از این قاعده مستثنی نیستم! ایشون و اصولا هر کسی که در پیشرفت فضای علمی اینقدر بزرگ منشانه و دست و دلبازانه عمل کردن، همیشه شایسته ستایش و ماندگاری در تاریخ هستن و امیدوارم ما هم یه روزی بتونیم لیاقت ماندگاری در تاریخ از جنبه خوبش رو داشته باشیم.

حالا که در مورد این قضیه صحبت شد، به این عکس ها از ساختمون های دانشگاه پردو توجه کنید:

با اینکه محوطه دانشگاه پردو خیلی خیلی بزرگه و همونطوری که گفتم توی آمریکا مفهوم دانشگاه از شهر جدا نیست و طبیعتا حصار و حراستی! وجود نداره، یه چیزی توی همه این عکس ها هست که مشترکه و اون معماری و نمای ساختمون هاست که با آجرهای زرشکی و مشکی از شهر متمایز هستن. حتی ساختمون های جدیدی هم که در حال ساخت هستن و تعدادشون هم اصلا کم نیست از این قاعده مستثنی نیستن و باید این سبک معماری و نما رو حفظ کنن. من توی دانشگاه تهران و علم و صنعت درس خوندم و حداقل سایر دانشگاه های تهران مثل شریف و امیرکبیر و بعضی از دپارتمان های خواجه نصیر رو هم به کرّات دیدم و چیزی که به زعم خودم میتونم بگم اینه که به هیچ وجه نمیتونم یه معماری و نمای خاص به هر کدوم از این دانشگاه ها نسبت بدم و فکر میکنم بتونم این جمله رو به اکثر (و اگه نگم همه) دانشگاههای ایران هم تسری بدم، البته توی دانشگاه تهران هنوز میشه نماهای مشترکی رو پیدا کرد ولی خب همچنان نمیشه یه نظر کلی داد. شاید این اصلا چیز مهمی نباشه اما من فکر میکنم همین چیزهای کوچیک (و مثل اینها سرود هر دانشگاه و نماد ورزشی و …) باعث میشه مفهوم دانشگاه ها نسبت به هم مستقل باشن و دانشجوها با تعلق خاطر زیادی دوران دانشجویی خودشون رو طی کنن، این چیزیه که اینجا به شدت مشخصه و حداقل من توی تهران نه خودم اهلش بودم و نه خیلی شاهدش بودم. این قضیه رو حتی وقتی ارمنستان هم بودم به راحتی توی نماهای شهریش درک میکردم و وقتی با تهران مقایسه ش میکردم تفاوت های فاحشی به چشمم میومد. شاید همین دقت کردن به چیزای کوچیک باعث اتفاقات بزرگ بشه، هر چند که اکثر این حرفها نیازمند یه زیر ساخت قوی و از پیش تعریف شده ست که خب برای خیلی از دانشگاه ها و شهرها دیر به نظر میرسه. اما خب شاید یه روز…

با احترام،

پیمان یوسفی

۶ نوامبر سال ۲۰۱۶ میلادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *