دانشمندِ ما، دانشمندِ اونا!!

چند وقت پیش که توی ایران بودم، در راستای یه اتفاق ناخوشایندی که برای یکی از دانشجوهای ایرانی افتاده بود، داشتم با یکی از دوستای خودم بحث میکردم که ایشون به نقل از یکی دیگه از دوستان، یه مفهومی رو مطرح کرد به اسم “دانشمندِ اونا” به این معنی که حضور یه دانشجوی ایرانی در مثلا یکی از دانشگاههای آمریکا، اونو تبدیل میکنه به “دانشمندِ اونا”. حقیقتش خیلی خیلی از این حرف ناراحت شدم، اما بحثمون ادامه پیدا کرد و هر کدوممون دلیل خودمون رو میاوردیم. البته اون بحث هیچوقت به نتیجه درستی نرسید ولی خب الان که دارم فکر میکنم بهش و بعد از بحثهایی که اخیرا توی دانشگاه پردو در رابطه گرمایش جهانی با عده ای کثیری از دانشمندها و مهندسهای این دانشگاه و چند دانشگاه دیگه به وجود اومده و من هم توی اون بحث ها حضور داشتم، بیشتر از قبل به موضع خودم توی اون بحث ایمان پیدا میکنم.

مدت زیادی هست که موضوع تغییر اقلیم (Climate Change) به اتفاق نظر تمامی دانشمندان یک موضوع بین المللی مطرح میشه و از اونجایی که معادل فارسی خوبی براش ندارم، اونو یه Wicked Problem میدونن. این به این معناست که به بحث تغییر اقلیم نمیشه مثل یه مساله ریاضی نگاه کرد و در نهایت براش یه راه حل واحد مطرح کرد، چراکه تک تک تصمیم هایی که در این راستا گرفته میشه بر روی تصمیم های بعدی تاثیر میذاره (برای مثال میتونید در مورد تاثیر خودکفایی کشور در تولید گندم و رابطه این خودکفایی با مفهوم آب مجازی تحقیق کنید) و از اون مهمتر اینکه این راه حل ها به هیچ وجه قابل ارزیابی نیستن!، در نتیجه این معضل هر روز بزرگتر و بزرگتر میشه و بر اساس گزارش بانک جهانی، چاره ای جز همکاری بین المللی در این راستا وجود نداره.

در شرایطی که اتفاقا بخش قابل توجهی از تاثیرات تغییر اقلیم، متوجه کشورهای در حال توسعه هستش، بسیاری از این کشور ها، به سبب مشکلات مالی، عدم دسترسی به تکنولوژی و دانش و …، در این مساله همکاری آنچنانی ای ندارن، در حالیکه تحقیقات توسط جوامع بین المللی همچنان در حال ادامه ست. حالا اصلا چرا همه اینا رو گفتم؟! بیاید تصور کنید که یه دانشجوی ایرانی، به هر دلیلی وارد یه کشور دیگه شده برای ادامه تحصیلش و داره روی گرمایش جهانی کار میکنه، این یعنی داره روی موضوعی کار میکنه که نتیجه ش مستقیما برای “زمین” (از جمله کشور خودش) مفید خواهد بود، داره روی موضوعی کار میکنه که شاید توی کشور خودش به هر دلیلی قادر به انجامش نباشه، حالا این انصافه که به این دانشجو، این لقب اطلاق بشه که داره برای دیگران کار میکنه؟!

دانش بدون شک هدفی نداره جز بهبود شرایط زندگی انسان، هر کسی میتونه تاثیر تکنولوژی رو توی زندگی خودش ببینه، از مفهوم اینترنت گرفته تا گوشی های هوشمند و اتوموبیل و …، تمامی افراد بشر از این تکنولوژی ها که عده ای “دانشمندِ اونا” ها در توسعه شون سهم داشتن، استفاده میکنن. البته بدون شک برای این موضوع استثنائات فراوانی وجود داره و توی همون بحث هم به چندین تا از این استثنائات اشاره شد، اما خب برای من به عنوان یه Environmentalist، تکلیف روشنه و مسیر پیش روی خودم رو مسیری میدونم که میشه توش امیدوار بود که شاید یه روزی بتونم به سهم خودم به نژاد بشر، کمک کنم.

هوا امروز به شدت سرد بود، سر کلاس استادم داشت به بقیه توضیح میداد که پیمان تا الان فقط توی تهران زندگی کرده و قطعا زمستون سختی رو در اینجا تجربه خواهد کرد. استاد من حد فاصل ۱ تا ۶ سالگی خودش رو در تهران زندگی کرده و دید بسیار خوبی نسبت به ایران داره. منم در این راستا همه تلاشم رو میکنم که به عنوان یکی ایرانی و یک دانشجوی ایرانی، نهایت تلاشم رو در بهترین بودن انجام بدم که این دید همچنان باقی بمونه. امروز یه گروه آلمانی برای بررسی برنامه علمی ما اومده بودن و باهاشون جلسه داشتیم و بحث هایی مطرح شد که این فکر رو به سرم انداخته که شاید برای تابستون امسال، یه مدت در آلمان باشم و البته برم پیش خاله گرامی. فردا با استادم جلسه دارم و در این راستا هم بحث خواهیم کرد، و در آینده نتیجه این بحث رو اینجا مطرح میکنم.

با احترام،

پیمان یوسفی

۲۵ اکتبر سال ۲۰۱۶ میلادی

One thought on “دانشمندِ ما، دانشمندِ اونا!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *